تبليغاتX
فوژان
فوژان
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی
کرمان است و یک «پته»
گزارش چند رسانه ای از پته ( یکی از صنایع دستی کرمان ) در سایت زیگزاگ

برای دیدن گزارش، اینجا کلیک کنید

2 نوشته شده در  87/07/19ساعت 18:54  توسط گیتی   | 

رهبر پرسپولیس باید در تمام جبهه ها بجنگد
شاید، بهترین راه برای پی بردن به مشکلات احتمالی مربیان خارجی در ایران، صحبت کردن با خودشان باشد. از این رو به سراغ «افشین قطبی» رفتیم و در این مورد با او به گفتگو نشستیم.

در بخش نخست این مصاحبه که هفته گذشته منتشر شد، با افشین قطبی بیشتر در مورد مسائل باشگاهی و بازیکنان صحبت کردیم. او به «زندگی کوتاه مدیرعامل و مربی در باشگاه های استقلال و پرسپولیس» اشاره کرد و گفت: «به همین دلیل، سرمربی و مدیرعامل این دو باشگاه، به الان فکر می کنند و برای شان سخت است به فکر آینده باشد.» در ادامه بخش پاياني اين مصاحبه را می خوانید.

2 نوشته شده در  87/07/18ساعت 12:32  توسط گیتی   | 

از ایرانی بودن، استعفا می دهم

ایرانی، درد. ایرانی، کوفت. هر کاری کنید، دیگر رگ « غیرت ایرانی» ام بالا نمی زند. اصلا دیگر رگی نمانده است که بخواهد بالا بزند. علاقه و افتخار هم به کوروش کبیر و کتیبه معروفش هم به زباله دان تاریخ پیوسته است.

کله ام هم از این خزعبلات پر است؛ فرهنگ غنی ایرانی و تمدن چند هزار ساله. تمام اینها را بگذارید دم کوزه و آبش را بخورید. دیگر حنای تان برایم رنگی ندارد. بیایید ایران تان را بگیرید، ارزانی خودتان.

اما سعی نکنید، شعور انسانی ام را بگیرید؛ چون مانند «آب در هاونگ کوفتن» است.

و چقدر هاونگ در ایران کم یاب شده است. حتی کار به بازار سیاه هم در زمان «مدرک کردان» کشیده شد. به تازگی هم خبر رسیده جناب لاریجانی حدود 270 تا هاونگ خریده است. البته برای این کار، رئیس مجلس آتش به مالش ( بیت المال ) زده و بابت هر هاونگ 100 میلیون پرداخته است.

اما کاش، ایشان می دانست، با تشبیه کردن 100 میلیون به خیار و سیب نمی تواند، «شعور ما» را به جای آب در هاون بکوبد و ضرب المثل جدیدی پدید آورد.

2 نوشته شده در  87/07/16ساعت 23:37  توسط گیتی   | 

فوتبال ایران، «خارجی زایی» یا «خارجی زدایی»؟
گفتگو با افشین قطبی، سرمربی پرسپولیس- بخش نخست

مربی های بزرگ را آوردند، اما فوتبال مان بزرگ نشد. از «ایوویچ» تا «بلازوویچ» و «دنیزلی»، هیچ کدام نتوانستند در ایران بزرگی کنند. مربیانی که در کشور های دیگر، موفق بودند، گویی در ایران طلسم شده بودند. کم کم، شک کردیم که یک جای فوتبال مان لنگ می زند و بعد از حرف «افشین قطبی»، شک مان به یقین تبدیل شد. او در مصاحبه با «خبرگزاری فارس» گفته بود: «مطمئنم هیچ مربی خارجی، دیگر حتی در فوتبال ایران را نخواهد زد.»

برای همین، ما در خانه افشین قطبی را زدیم تا او به عنوان یک مربی خارجی- ایرانی، از راز عدم موفقیت مربیان خارجی در چند سال اخیر بگوید:

موفقیت یک مربی به تجربه ها، آموزش و شخصیتش بستگی دارد. شاید مربیان خارجی که آوردیم، بهترین نبودند برای فوتبال و شاید امکانات لازم در اختیار مربی نبوده است. امتیاز من این بود که، کشورم را خیلی دوست داشتم و توانستم با کمبود امکانات و مشکلات کنار بیایم. ادامه مطلب

لینک مطلب در بالاترین

2 نوشته شده در  87/07/02ساعت 17:28  توسط گیتی   | 

پانتومیم: زبانی دیگر برای ناشنوا
انگشت را داخل گوشت فرو ببر تا تو هم مانند آنها شوی. این جا، خانه آنهاست؛ به رسم ادب، همرنگ میزبان شو. «شنیدن» این جا بی معنی است. تنها حرکات صورت و بدن است که سخن را می رساند، بنابراین اندک زمانی می توانی به زبانت استراحت دهی. انگار، تازه متوجه می شوی که می توان معلول بود، بدون آن که نشانی داشته باشد. و این، یکی از مشکلات بچه های ناشنوا است: «اگر نابینا باشی یا این که دست و پا نداشته باشی، همه متوجه می شوند و به کمکت می آیند. اما ما که ناشنوا هستیم، هیچ نشان ظاهری نداریم و به ما توجه نمی شود.»                                                     ادامه مطلب در زیگزاگ

لینک گزارش در بالاترین

 

 

2 نوشته شده در  87/06/29ساعت 17:39  توسط گیتی   | 

می زنم عمو رضا رو!

ملت شریف ایران! ناراحت شدی؟ روح لطیفت آزرده شد؟ آخی، الهی مورچه دورت بگرده! درد و بلات هم بخوره تو سر آقا فیله!

عمو رضا اذیتت کرد؟ قلب پاکت گرفت از دستش؟ حرفا و کارای زشت زشت یادت داد؟ الهی قربون اون اشکای قشنگت برم که بو فاضلاب می ده! گریه نکنیا. خودم می رم این «عمو رضا» بد رو می زنم. اصلن رو زبونش فلفل می ریزم تا اینقدر حرفای راست نزنه. با سیخ هم داغش می کنم تا یادش بمونه ، فقط یه کارگردان طنز و باید تو رو بخندونه نه اینکه در نقش یه آینه عمل کنه و چهره خوشگلت! رو بهت نشون بده.

تازه، اگه دست من به عمو رضا نرسه، بابا جونت هرکاری می کنه تا حالشو بگیره. بابا قهرمانت، چکش برداشته تا آینه عمو رو تیکه تیکه کنه.اما حیف بابات نمی دونه اگه این کار رو کنه، چهره تو رو به جای یک آینه، 100 تیکه اون آینه نشون می ده و اینجوری اوضاع بی ریخت تر می شه.

بیا کوچولوی خوشگلم، اشکاتو پاک کنم تا برای روز مبادا « اشک تمساح» برای ریختن داشته باشی.

2 نوشته شده در  87/06/28ساعت 16:2  توسط گیتی   | 

خداجون! متشکرم
داشتم آهنگ " خدا جون " قمیشی رو گوش می دادم، یادم افتاد که یک سری " تشکر " به خدا بدهکارم. پس با اجازه بزرگترا:                                                                                                             خدا جون! متشکرم از اینکه روز های جمعه برق خونمون نمی ره                                                     خداجون! مشتکرم از اینکه قمیت خونه ها بعد از اینکه ۳-۴ برابر شد، حدود ۰.۲۵ ارزون شده                  خداجون! مشتکرم از اینکه هادی ساعی توو المپیک طلا گرفت                                                   خداجون! متشکرم از اینکه به جز " کردان "، مدرک هیچ کدوم از مردان دولتی مون تا حالا قلابی نبوده   خداجون! متشکرم از اینکه سایت " عمو پورنگ " هنوز فیلتر نشده                                             خداجون! متشکرم از اینکه ......... ( اینو دیگه توو دلم بهش گفتم )                                       

 

2 نوشته شده در  87/06/13ساعت 22:20  توسط گیتی   | 

دوره، دوره ارزانی ست
آری، دوره، دوره ارزانی ست. هر چه بخواهی، ارزان است؛ اما تنها از نوع غیر مادی اش. وگرنه، این روزها "ارزانی" مایحتاج زندگی را حتی نمی شود در خواب دید.  اما در عوض، با چشمانی نا بینا هم می توان، "زیر قیمت بودن " هر چیزی با ارزشی که قابل لمس شدن نیست را دید.

چیزی که به شدت ارزان شده، شعور مردم است. و هر کس به راحتی می تواند به آن بی احترامی کند. "علی آبادی" هم که همکارانش، تلاش بسیاری برای بهتر شدن وضعیت معیشت مردم کرده اند، از این " ارزانی" ها استفاده کرد و مثل آب خوردن، شعور مردم را زیر سوال برد.

 بله دیگر، دوره، دوره ارزانی ست و رئیس سازمان تربیت بدنی هم که دید توهین به شعور ایرانی، مالیات ندارد، با لگد مال کردنش، گفت : " چه کسی گفته ما در المپیک ناکام بوده ایم؟ " شاید از کسی که ارزان، جایگاهش را در بالاترین رده ورزش ایران به دست آورده است، باید انتظار داشت که همه چیز را ارزان ببیند.

اما در بین این همه "ارزانی"، فیروز کریمی در برنامه مثلث شیشه ای، حرف ارزشمندی زده بود؛ بله، آقای علی آبادی! شما مدیر توانمندی هستید اما فقط در شهردای تهران.

2 نوشته شده در  87/06/01ساعت 0:46  توسط گیتی   |