تبليغاتX
فوژان

فوژان

ما سر خوشان مست دل از دست داده ايم

یه مشت گوساله

آخه چی بگم به شماها؟ آخه تف تو روی همتون. کی می گه شما بهترین مردمید؟ شماها یه مشت گوساله اید که هیچ بویی از آدمیت نبرده اید.

مگه شماها می فهمید هنر چیه یا هنرمند کیه؟ شما لیاقت خسرو شکیبایی رو نداشتین. امروز هم بی لیاقتی تون رو نشون دادین. توو روح همتون که امروز فقط برای دیدن بازیگرا و امضا گرفتن اومده بودین.

کثافتای بی همه چیز که له له دیدن حامد بهداد امین حیایی و بقیه رو می زدین اینقدر شعور نداشتین که مراسم تدفین خسرو شکیبایی جای این کارا نیست. و برای دیدن هنرپیشه های محبوب ( خوشگل ) تون مثل وحشی ها هجوم می آوردین.

توو تالار وحدت چقدر این پرویز پرستویی فلک زده داد زد که برین کنار تا خانواده مرحوم شکیبایی بیان توو یا اینکه پیکر شکیبایی رو بتونن بیارن. توو بهشت زهرا هم که اوج حروم زادگی تون رو نشون دادین اون سایه بون بالای قبر شکیبایی رو زدین داغون کردین.

ای تف توو روح همه شما بی لیاقتا

پی نوشت: روی سخن من تنها با افرادی که به خاطر مسائلی غیر از شکیبایی آمده بودند و گرنه بودند دوستداران شکیبایی که با متانت کامل گوشه ای ایستاده بودن.

+ نوشته شده در  87/04/30ساعت 14:40  توسط گیتی  | 

دیگر سبز نیست، دیگر ریشه ندارد

خسرو شکیبایی رفت. او رفت و حسرت را برای دیگران باقی گذاشت. خانواده اش، حسرت از دست دادن عزیزشان را می خورند. هوادارنش، حسرت می خورند که شاید دیگر بازیگری با این سبک و سیاق در سینما ایران نبینند.
و من حسرت می خورم چرا برای مصاحبه با او این دست و آن دست کردم. همیشه دلم می خواست یک گزارش از شخص از این بازیگر بی نظیر تهیه کنم. شاید تهیه گزارش از او بهانه ای بود برای اینکه مدتی را در کنارش باشم.
هیچ وقت فکر نکردم خسرو شکیبایی واقعی با آن شخصیتی که در فیلم ها و سریال ها بازی می کند، تفاوت دارد. گمانم این بود که او در زندگی روزمره اش هم همان مرد احساساتی است که با صدای دلنشینش مجذوبت می کند.
هیجانش را هنگامی که عصبانی یا خوشحال می شد، بسیار دوست داشتم یا وقتی که در اوج هیجان حرف زدن، دست در مو های مشکی لختش می کشید، من را بیشتر جذب خودش می کرد.
خسرو شکیبایی هر جا که باشد، برای همه جذاب و دوست داشتنی خواهد بود؛ حتی برای خاک که به زودی بر روی سینه اش سنگینی خواهد کرد. شاید به خاطر همین گرمای وجودش بود که خدا نتوانست بیش از 64 سال صبر کند و زود او را پیش خودش برد.
خدا او را خیلی زود برد تا علاوه بر حسرت، بهت هم نصیب دوستدارانش شود. و در این بهت، قرار است من و ساجده حسرت وار در مراسم تشییع جنازه اش شرکت کنیم تا بلکه بتوانیم گزارشی در خور شان هنرمند محبوبمان تهیه کنیم. و این حداقل کاری است که می توانیم انجام دهیم.

نامه خداحافظی کیانیان برای شکیبایی

+ نوشته شده در  87/04/28ساعت 17:5  توسط گیتی  | 

تیر دختر ایرانی بر قلب چین

                       Elham Abtin

زیگزاگ: خواهرش به او پیشنهاد داد که رشته تیراندازی با کمان را شروع کند. او هم که جذب نام این رشته شده بود، قبول کرد. به گفته خودش، یاد آرش کمانگیر افتاده بود. ۸ سال از آن روز می گذرد و او فکر نمی‌ کرد یک اتفاق ساده، بستری شود برای یک اتفاق مهم. او اولین دختر المپیکی ایران در رشته تیر و کمان است. ادامه مطلب

+ نوشته شده در  87/04/27ساعت 18:45  توسط گیتی  | 

به روح اعتقاد داری؟!

 به نظرم بعضی از آدم های جامعه مان حتما باید به روح اعتقاد پیدا کنند!!!

+ نوشته شده در  87/04/24ساعت 16:37  توسط گیتی  | 

مسئله ریاضی

خانه ای 114 متر، دو خوابه، وسط شهر تهران:

سال 85 : 6 میلیون تومان به عنوان پول پیش و ماهی 400 هزار تومان اجاره

سال 86 : 6 میلیون تومان به عنوان پول پیش و ماهی 500 هزارتومان اجاره

سال 87: 10 میلیون تومان به عنوان پول پیش و ماهی 700 هزار تومان اجاره

با توجه به اطلاعات بالا حساب کنید قمیت خانه را در سال 90 . اگر خیلی برایتان مشکل است می توانید قمیت خانه را در سال 88 حساب کنید و باز اگر این هم برای تان سخت است، قمیت خانه را در شهریور ماه 87 حساب کنید.

+ نوشته شده در  87/04/13ساعت 17:29  توسط گیتی  |