پانتومیم: زبانی دیگر برای ناشنوا
ما سر خوشان مست دل از دست داده ايم
ملت شریف ایران! ناراحت شدی؟ روح لطیفت آزرده شد؟ آخی، الهی مورچه دورت بگرده! درد و بلات هم بخوره تو سر آقا فیله!
عمو رضا اذیتت کرد؟ قلب پاکت گرفت از دستش؟ حرفا و کارای زشت زشت یادت داد؟ الهی قربون اون اشکای قشنگت برم که بو فاضلاب می ده! گریه نکنیا. خودم می رم این «عمو رضا» بد رو می زنم. اصلن رو زبونش فلفل می ریزم تا اینقدر حرفای راست نزنه. با سیخ هم داغش می کنم تا یادش بمونه ، فقط یه کارگردان طنز و باید تو رو بخندونه نه اینکه در نقش یه آینه عمل کنه و چهره خوشگلت! رو بهت نشون بده.
تازه، اگه دست من به عمو رضا نرسه، بابا جونت هرکاری می کنه تا حالشو بگیره. بابا قهرمانت، چکش برداشته تا آینه عمو رو تیکه تیکه کنه.اما حیف بابات نمی دونه اگه این کار رو کنه، چهره تو رو به جای یک آینه، 100 تیکه اون آینه نشون می ده و اینجوری اوضاع بی ریخت تر می شه.
بیا کوچولوی خوشگلم، اشکاتو پاک کنم تا برای روز مبادا « اشک تمساح» برای ریختن داشته باشی.
چیزی که به شدت ارزان شده، شعور مردم است. و هر کس به راحتی می تواند به آن بی احترامی کند. "علی آبادی" هم که همکارانش، تلاش بسیاری برای بهتر شدن وضعیت معیشت مردم کرده اند، از این " ارزانی" ها استفاده کرد و مثل آب خوردن، شعور مردم را زیر سوال برد.
بله دیگر، دوره، دوره ارزانی ست و رئیس سازمان تربیت بدنی هم که دید توهین به شعور ایرانی، مالیات ندارد، با لگد مال کردنش، گفت : " چه کسی گفته ما در المپیک ناکام بوده ایم؟ " شاید از کسی که ارزان، جایگاهش را در بالاترین رده ورزش ایران به دست آورده است، باید انتظار داشت که همه چیز را ارزان ببیند.
اما در بین این همه "ارزانی"، فیروز کریمی در برنامه مثلث شیشه ای، حرف ارزشمندی زده بود؛ بله، آقای علی آبادی! شما مدیر توانمندی هستید اما فقط در شهردای تهران.