یک ماهی ست که برای خودم هم عجیب و غریب شده ام. نشستم کنج دنیا و هنر نمایی شو تماشا می کنم. گذاشتم، هر جا می خواد منو با خودش ببره. اصلن هم تلاش برای انحراف به چپ و راست نمی کنم. تو جاده « هر چه پیش آید، خوشاید» قدم می زنم و مدام زمزمه می کنم:« دستی از غیب برون آید و کاری بکند. »
به خودم می گم « شاید طبیعت بهتر از من کار ها رو سر و سامون بده . پس بهتره تا بیشتر خرابکاری نکردم، بکشم کناری و فقط تماشا کنم.» خلاصه خودمو سپردم به جریان عادی طبیعت و فرمون زندگیمو دادم دستش. امیدوارم خیانت در امانت نکنه.
روحمو آزاد گذاشتم تا هر کاری عشقشه انجام بده. فقط بهش گوشزد کردم، کاری نکنه تا بعدا نتونه سرشو جلوم بالا کنه. جسمم رو هم گذاشتم یه گوشه تا به جبران تمام دویدن هاش برای درست کردن اوضاع، یه دل سیر استراحت کنه.
زیاد حال نکرد، وقتی از ترکیب گذاشتمش بیرون. یه جورایی بهش برخورد. فکر کرد، زحمتاشو نادیده گرفتم. اما توجیه اش کردم :« این همه سال تو جنگیدی، حالا بذار روحم تلاششو بکنه و خودی نشون بده. اون سازگاری بیشتری با طبیعت داره و شاید بهتر از تو بتونه باهاش کنار بیاد. »
بهش گفتم:« به هر حال، ما از یه خانواده ایم، موفقیت اون، موفقیت تو هم هست.» قبول کرد و لبخندی زد. رفت یه گوشه ای نشست و منتظر موند.
+ نوشته شده در
87/07/26ساعت 17:44  توسط گیتی
|
گزارش چند رسانه ای از پته ( یکی از صنایع دستی کرمان ) در سایت زیگزاگ
برای دیدن گزارش، اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده در
87/07/19ساعت 18:54  توسط گیتی
|
شاید، بهترین راه برای پی بردن به مشکلات احتمالی مربیان خارجی در ایران، صحبت کردن با خودشان باشد. از این رو به سراغ «افشین قطبی» رفتیم و در این مورد با او به گفتگو نشستیم.
در بخش نخست این مصاحبه که هفته گذشته منتشر شد، با افشین قطبی بیشتر در مورد مسائل باشگاهی و بازیکنان صحبت کردیم. او به «زندگی کوتاه مدیرعامل و مربی در باشگاه های استقلال و پرسپولیس» اشاره کرد و گفت: «به همین دلیل، سرمربی و مدیرعامل این دو باشگاه، به الان فکر می کنند و برای شان سخت است به فکر آینده باشد.» در ادامه بخش پاياني اين مصاحبه را می خوانید.
+ نوشته شده در
87/07/18ساعت 12:32  توسط گیتی
|
ایرانی، درد. ایرانی، کوفت. هر کاری کنید، دیگر رگ « غیرت ایرانی» ام بالا نمی زند. اصلا دیگر رگی نمانده است که بخواهد بالا بزند. علاقه و افتخار هم به کوروش کبیر و کتیبه معروفش هم به زباله دان تاریخ پیوسته است.
کله ام هم از این خزعبلات پر است؛ فرهنگ غنی ایرانی و تمدن چند هزار ساله. تمام اینها را بگذارید دم کوزه و آبش را بخورید. دیگر حنای تان برایم رنگی ندارد. بیایید ایران تان را بگیرید، ارزانی خودتان.
اما سعی نکنید، شعور انسانی ام را بگیرید؛ چون مانند «آب در هاونگ کوفتن» است.
و چقدر هاونگ در ایران کم یاب شده است. حتی کار به بازار سیاه هم در زمان «مدرک کردان» کشیده شد. به تازگی هم خبر رسیده جناب لاریجانی حدود 270 تا هاونگ خریده است. البته برای این کار، رئیس مجلس آتش به مالش ( بیت المال ) زده و بابت هر هاونگ 100 میلیون پرداخته است.
اما کاش، ایشان می دانست، با تشبیه کردن 100 میلیون به خیار و سیب نمی تواند، «شعور ما» را به جای آب در هاون بکوبد و ضرب المثل جدیدی پدید آورد.
+ نوشته شده در
87/07/16ساعت 23:37  توسط گیتی
|
گفتگو با افشین قطبی، سرمربی پرسپولیس- بخش نخست
مربی های بزرگ را آوردند، اما فوتبال مان بزرگ نشد. از «ایوویچ» تا «بلازوویچ» و «دنیزلی»، هیچ کدام نتوانستند در ایران بزرگی کنند. مربیانی که در کشور های دیگر، موفق بودند، گویی در ایران طلسم شده بودند. کم کم، شک کردیم که یک جای فوتبال مان لنگ می زند و بعد از حرف «افشین قطبی»، شک مان به یقین تبدیل شد. او در مصاحبه با «خبرگزاری فارس» گفته بود: «مطمئنم هیچ مربی خارجی، دیگر حتی در فوتبال ایران را نخواهد زد.»
برای همین، ما در خانه افشین قطبی را زدیم تا او به عنوان یک مربی خارجی- ایرانی، از راز عدم موفقیت مربیان خارجی در چند سال اخیر بگوید:
موفقیت یک مربی به تجربه ها، آموزش و شخصیتش بستگی دارد. شاید مربیان خارجی که آوردیم، بهترین نبودند برای فوتبال و شاید امکانات لازم در اختیار مربی نبوده است. امتیاز من این بود که، کشورم را خیلی دوست داشتم و توانستم با کمبود امکانات و مشکلات کنار بیایم. ادامه مطلب
لینک مطلب در بالاترین
+ نوشته شده در
87/07/02ساعت 17:28  توسط گیتی
|