تبليغاتX
فوژان

فوژان

ما سر خوشان مست دل از دست داده ايم

در ستایش گریستن

وسط نوشتن گزارش، فکری بی ربط ذهنم رو مشغول کرد. من هم که خدای جا دادن چیزای بی ربط توو ذهنم هستم، اونم یک دفعه.

خلاصه، به این فکر کردم که اگر قدرت گریه کردن نداشتم، چه اتفاقی می افتاد؟ فکرش هم حالم رو خراب می کرد. اما خدا رو شکر، توو این یه مورد، استعداد خوبی دارم!

در اوج شکر نعمت بودم که یواشکی(!) برای اونایی که توانایی گریستن رو ندارن، دعا کردم. آرزو کردم که اونا هم این قدرت رو پیدا کنن؛ چون فکر می کنم، جز لاینفک زندگی!

فقط یه لحظه به این فکر کن که نتونی گریه کنی. اون وقت که یا از غمباد می ترکی و یا از روی ناچاری مجبوری با هر فشار هرزه دستی، بی سبب فریاد بزنی:" آه من بسیار خوشبختم"!

 

+ نوشته شده در  87/11/27ساعت 0:18  توسط گیتی  | 

سوراخی برای 12 سال خاطره

می دونی چند دفعه این صفحه word رو باز کردم تا شر و ور هایی که داره توو مغزم وول می خوره رو بریزم توش؟ و خب هر دفعه هم بعد از نوشتن 2 خط بستمش حتی زحمت ذخیره کردن رو هم به خودم ندادم. اصولا من اینجوریم؛ وقتی حرف زیاد واسه گفتن داشته باشم، وقتی یه چیزی یا یه چیزایی گلومو فشار می ده، نمی تونم بنویسم.

اما الان اصرار به نوشتن دارم، حتی اگه اراجیف بنویسم. به نظرم واسه کسی که 12 سال از زندگی شو ( البته 2 سالش تو جدایی گذشت ) که بهترین خاطره هاشو از همین سالها داره، رو دارن می برن دیار غربت، اراجیف نوشتن هم هنر.

یادم باشه حتما به بچه ام یاد بدم که هیچ وقت مثل من رفاقت نکنه. هیچ وقت مثل من یک روح در دو بدن نشه. هیچ وقت مثل من رفیقی نداشته باشه که عزیز ترین فرد توو زندگیش بعد از مادرش شه. هیچ وقت مثل من اکثر خاطراتش با یه نفر نباشه که دست آخر ندونه توو کدوم سوراخی قایم شون کنه تا آزارش ندن.

آره، حتما بهش اخطار می کنم که مثل من بودن، خیلی حماقته. خیلی حماقته که یه نفر اینقدر واست با اهمیت شه که دیگه نتونی دوست دیگه ای توو دخترا داشته باشی. و من به عنوان یه احمق بزرگ بهش می گم هیچ چیز توو دنیا موندگار نیست.

و اگه کسی هم همچین حرفی رو به من زده بود، دیگه امروز بهت زده نمی نشستم پای کامپیوتر شر و ور بنویسم اونم زمانی که حتی یه جمله درست رو هم نمی تونم سرهم کنم. و من همچنان که دارم می نویسم به فکر یه سوراخ واسه قایم کردنم.

و چه سوراخ گنده ای هم نیاز دارم. آخه 12 سال خاطره رو باید کجا بچپونم؟! 12 سال خاطره از آدمی که 2 سال همدیگه رو ندیدیم، یه پل بینمون نابود شد و راه برگشتی هم نبود. یعنی واسه نگه داشتن حرمت این همه سال رفاقت، ندیدن بهترین راه بود.

و من گرچه اگر او ایران هم می ماند، دیگر نمی دیدمش اما می دانستم حداقل هست. و این بودن برای غرق شدن و لذت بردن از خاطرات گذشته کافی بود. اما الان با سفرش، خاطرات به شدت آزاد دهنده خواهند بود.

و من همچنان به دنبال سوراخی برای 12 سال خاطره می گردم....

+ نوشته شده در  87/11/18ساعت 22:22  توسط گیتی  | 

می خواست شاد باشد!

                        Happy

عکس از کتاب "راز شاد زیستن"، نوشته اندرو متیوس و ترجمه مرضیه ملک جمشیدی

+ نوشته شده در  87/11/09ساعت 2:1  توسط گیتی  | 

اونی که باید بره، 90 نیست

آقای علی آبادی،

باید ببخشید که یک دختر هستم و می خواهم در مورد فوتبال حرف بزنم. ببخشید که با شورت و پیراهن ورزشی عکسی ندارم. ببخشید که یک بار هم رو زمین چمن به توپ ضربه نزدم. ببخشید که از حضور در استادیوم ها محرومم و از این رو نمی توانم صدایم را به گوش شما برسانم.

اما اجازه دهید از همین راه دور، به شما توصیه ای بکنم؛ بی خود وقت تان را صرف اینکه منفور ورزشی ها شوید، نکنید! باور بفرمایید، شما منفورترین مدیر ورزشی ای هستید که ایران به خود دیده است. حداقل در این یک دهه ای که به طور کامل ورزش را دنبال کرده ام، دوره ای سیاه تر از دوره شما ندیده ام.

و نمی دانم حالا که دم رفتن تان است، چرا سعی دارید کاغذی که کاملا سیاه است را سیاه تر کنید؟! به طور معمول، رئیس هایی که کارشان گند زدن است، دمدمه های رفتن شان، سعی می کنند، دل مردم را بدست آورند اما انگار ترمز شما در «گند زدن» بریده است!

و به شما که انگار یکه تاز جاده «خرابکاری» هستید، باید بگویم که انتخاب 90 برای هدف آخر، اوج ... ( خودتان بگویید، اوج چی را می رساند. )  شما را می رساند. البته شاید باید به کسی که از شهرداری یک دفعه بر مسند ریاست سازمان تربیت بدنی، نشسته است، حق داد که نداند جایگاه نود در بین فوتبالی ها چیست.

فقط کافی ست که سری به بالاترین بزنید تا ببینید مردم چه ها نوشته اند برای 90 و مجری اش که این روزها غمگین است. و این غم هم هدیه ای از جانب شما ست به فردی که حداقل فوتبال را خوب می فهمد و به طور حتم بابت این است که مدیران فوتبال ندان، طاقتش را ندارند.

و ما هم دیگر طاقت گندکاری های شما را نداریم. 4 سال برای تحمل شما زمان بسیار زیادی بود که دارد تمام می شود. و شما می روید و 90 همچنان می ماند. این را مطمئن باشید.

+ نوشته شده در  87/11/02ساعت 1:58  توسط گیتی  |