تبليغاتX
فوژان

فوژان

ما سر خوشان مست دل از دست داده ايم

جادوگر مردمی

       علی کریمی

فوتبال میدیا: بگذارید ایندفعه را رمانتیک وار – حتی اگر بخواهید به تمسخر دخترانه اش بخوانید-  از فوتبال بنویسم. اجازه دهید، همین یک دفعه خط های نامرئی ای که مانع همسایگی فوتبال و احساسات شده اند را نادیده بگیرم و در عوض مسائل فنی، یار همیشگی فوتبال، را از بازی واژه ها بیرون اندازم. چه اشکالی دارد، فقط یک بار فوتبال نامه ای بنویسم فارغ از دردهای تکراری که گویا هیچ گاه قصد تمام شدن، ندارند. گمان نکنم خدشه ای به اخلاق روزنامه نگاری وارد شود، اگر فقط یک بار، کاملا جانبدارانه از یک فوتبالیست بنویسم. نگران رسیدن زمین و آسمان بهم نباشید و اجازه دهید، همین یک بار ستایش نامه ای بنویسم در باب جادوگر فوتبال ایران.

«جادوگر» نامیدنش هم ربطی به تکینک ناب او ندارد، علی کریمی اینبار به دلیل دریبل های فرا فوتبالی اش جادوگر خطاب کردم. آقای شماره 8 در اوایل دوران بازیکنی اش در حد خیلی ساده دریبل می زد و هیچ وقت نشان از یک بازیکن حرف گوش کنی که هزاران سود زود گذر در آن نهفته باشد، نداشت. به اواسط دوران بازیگری اش هم که رسید، دریبل های فوتبالی اش غوغا کرد و مارادونا آسیا نامیدنش . در همان هنگام خارج از گود، یک پا دو پا می رفت. در آلمان و امارات هم، خارجی ها تا حدودی مجذوب قدرت نمایی اش شدند و آنها هم رای مثبت به جادوگر بودنش دادند اما هنوز هم در بیرون از زمین فوتبال دریبل زنی ساده را کار می کرد، یاد نمی دهم در جهت باد خاصی گشته باشد. به هر حال ورزشکارانی بوده اند که وقتی به درجه ای از محبوبیت و شهرت رسیده اند، خواسته یا ناخواسته با جریانی همراه شده اند. 

وقتی هم دوباره به پرسپولیس آمد، با بازی های خوب اش شور و حال خاصی را میان هواداران ارتش سرخ آورد اما پیشرفت چشمگیری در دریبل زنی خارج از گود نداشت، شاید هنوز زمان اش فرا نرسیده بود. البته وقتی دست رد به سینه مربی وقت تیم ملی که در اثر فشار ها رسانه ها او را به تیم دعوت کرده بود، زد، کارش را عده ای در حد دریبل کشویی دانستند. همان عده در آن زمان می گفتند که کریمی با این کار، اقتدار خودش را نشان داد.

اما زمانی نگذشت که جادوگر فوتبالی تبدیل به جادوگر مردمی ایران شد. زیاده گویی است اگر بخواهم اتفاقات بازی با کره جنوبی را دوباره بیان کنم. حتم دارم هیچ کس دریبل دو طرفه ای که جادوگر به همراه چند تن از هم بازی هایش زد، از یاد نخواهد برد. آن روزها باد شدیدی می وزید که کریمی را هم با خود همراه کرد.
شماره 8 ایران، به اندازه کافی ثابت کرده بود که جهت قطب نمایش، فقط جهت عموم مردم را نشان می دهد اما گویا در بازی استیل آذین و پرسپولیس سعی بر اثبات دوباره اش داشت. او قصد داشت بعد از به ثمر رساندن گل با پیراهن تیم سابق اش خوشحالی کند، کاری که حداقل در لیگ ایران سابقه نداشته است.

علی کریمی با این کار قصد داشت بگوید اگر بنابر دلایلی مجبور به ترک پرسپولیس شد اما هنوز یک پرسپولیسی تمام عیار است و می خواست به هوادارن تیم سابق اش ادای احترام کند. شرایط بازی به گونه ای رقم خورد که او مجبور شد بعد از اخراج شدن اش، لباس شماره 8 پرسپولیس را به هواداران ارتش سرخ نشان دهد.
علی کریمی با این حرکت اش، کاری فراعرفی و شاید هم از لحاظ فوتبالی، غیر حرفه ای را انجام داد و در مقابل هم هواداران پرسپولیس مانند یک هوادار آماتور اما قدرشناس عمل کردند وبازیکن رقیب که پایه ساز دو گل برای تیمش اش بود را تشویق کردند.

کار بی سابقه کریمی، جوابی بی سابقه داشت و فکر می کنم کمتر کسی فکر کند دلیل رخ دادن این «بی سابقه» ها، فوتبالی باشد. شاید به همین دلیل است که می توانم به خود جرات دهم و دوباره او را جادوگر مردمی خطاب کنم.

+ نوشته شده در  88/08/10ساعت 17:58  توسط گیتی  | 

کیا! نیا!

                       مهدوی کیا

فوتبال میدیا: کجا پسر؟ بر می گردی که چه؟ فکر کردی اینجا چه خبر است که خیال برگشتن داری؟ در گوشه ذهن ات چه می گذرد که می خواهی وداعی وطنی با فوتبال داشته باشی؟ بهتر نیست کفش هایت را به میخ های آلمانی آویزان کنی؟

چرا، به نفع توست که در غربت – گرچه بکار بردن این واژه برای تو با محبوبیت زیادت بین آلمانی ها، غریب است -  چهار گوشه زمین را ببوسی تا اینکه بیایی اینجا، اسیر غربت لیگ وطنی شوی. در نگاه اول، ترکیب «غربت» و «وطن» بی معناست اما وقتی بیایی، می فهمی که چه مفهوم عمیقی دارد!

غربت از غریب می آید و غریب هم یعنی بیگانه و این لیگ برای تو لژیونر که سال های سال در بوندس لیگا بسر برده ای، بس بیگانه، عجیب و غریب خواهد بود. این لیگ، حتی اندک شباهتی به لیگی که تو سال های پیش ترک اش کردی، ندارد؛ نه آنکه بهتر شده باشد، نه، بلکه طاقت فرسا شده است.

طاقت فرسا، نه از آن جهت که امکاناتش کمتر شده یا سطح کیفی بازی ها پایین تر آمده باشد. اتفاقا تیم های شهرستانی پیشرفت خوبی داشته اند و دیگر لیگ دو قطبی نداریم و در ظاهر هم از سیستم های «علی اصغری» خبری نیست اما تبدیل به لیگی شده است که همه چیز در آن پیدا می شود به جز یک فوتبال خالص، حتی از نوع «در پیتی» اش.

هیچ وقت فکرش را می کردی، هیجان دربی سرخابی ها از لیگ ایران گرفته شود؟! چند صباحی ست، لیگی داریم با یک دربی کاملا ساختگی که تمام نتیجه ها به تساوی ختم می شود و در این بین هم سعی زیاد شد تا نشان دهند داور ایرانی هم می تواند دربی بزرگ تهران را بدون هیچ گونه دردسری سوت بزند. یکی نیست بگوید، مگر دربی قلابی سوت زدن هم دارد؟

نه تنها، دلخوشی فوتبالی ایرانی ها ( کل کل های قرمز و آبی) از هواداران گرفته شده بلکه پارسال می خواستند فاتحه ای نثار روح برنامه 90 کنند. زورشان آمده بود وقتی ناکارآمدی شان توسط فردوسی پور به همه مردم نشان داده شد. زمانی که در ایران توپ می زدی، اینقدر لیگ بی برنامه نبود که لیگ پارسال بود؛ تا جایی که می خواستند روز عید نوروز بازی بگذارند. در ضمن مدیریت تیم ها هم اینقدر کشکی نبود که یک مربی بتواند بازیکن برزیلی ای که در تیم محلات بازی می کرده است را جای یک بازیکن طراز اول به پرسپولیس قالب کند.

تو هم که بیایی، به طور حتم می خواهی آخرین حضورت در زمین فوتبال را با لباس پرسپولیس داشته باشی؛ پس قاطعانه تر از قبل توصیه می شود که نیا و همان جا که هستی بمان. پرسپولیس، یتیم تر از همیشه شده است. مطمئن باش طاقت دیدن پرسپولیس امروز را نخواهی داشت، چه برسد به بازی کردن در آن.

آن زمان که ایران بودی، مگر هر کسی جرات داشت، داعیه مربیگری در این تیم را داشته باشد؟! اما امروز، هر کسی بر مسند مربیگری اش می نشیند. پرسپولیس زمان تو، چیزی جز قهرمانی نمی خواست اما امروز سوم هم بشود، خوشحال است. تیمی که تو در آن توپ می زدی، استقلال هم از رو به رو شدن با آن هراس داشت اما امروز تیم هایی که برای اولین بار در لیگ برتر بازی می کنند، برای سرخ پوشان تهران، شاخ و شونه می کشند.  

اینجا، همه چیز به ظاهر حرفه ای شده است اما قیمت گزافی برای این پیشرفت قلابی پرداخته شد؛ لیگ ایران و پرسپولیس دیگر بوی خالص فوتبال نمی دهند و ناخالصی قاطی اش کرده اند، ناخالصی ای که به تعبیر عده ای بوی سیاست می دهد.

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 2:23  توسط گیتی  | 

تحریم تحریم کنندگان

می خواهند «90» را حذف کنند؛ چون موی دماغ شان شده است. آنها 90 را اینگونه نمی خواهند، آنها 90 ای می خواهند که «علی آبادی» را پدر ورزش ایران بخواند و به هیچ وجه هم کاری به بی دانشی مردانش نداشته باشد.

از نظر آنها، 90 نباید به روی «عزیز محمدی» بیاورد که برنامه ریزی برای لیگ برتر بلد نیست. و از آن بدتر، خاطر سردار را آزرده کند، تنها به این دلیل که می خواهد روز عید نوروز، بازی بگذارد.

به عقیده آنها، اختصاص دادن یکی از برنامه های 90 به این موضوع که چطور، خیلی ناگهانی «علی دایی» سرمربی تیم ملی ایران شد، یعنی دخالت در امور سازمان!

هر داور ایرانی، یک «کولینا» است! و 90 حق ندارد سوتی های این « شبه کچل» ها را نشان دهد همانطور که نباید بیان کند:« چرا اینهمه تعطیلی در لیگ؟» در هر دو صورت، کار 90، چیزی شبیه به تجاوز می ماند، البته به سازمان تربیت بدنی یا فدراسیون فوتبال!

چه فرقی می کرد، « دی کارمو» در سطح اول باشگاه های برزیل بازی می کرد یا در حد تیم محلات؟! مهم آن بود که پولی خرج و بازیکن خارجی ای آورده شود! پس به 90 هیچ ربطی نداشت که با هزار و یک دلیل مستند، قرمز ها را ضایع کند.

و چون «توبه گرگ، مرگ است» و 90 نمی تواند خط مشی دیگری داشته باشد، چه بهتر است که حذف شود. 90 حذف شود تا جامعه فوتبالی مان، به صورت « گوسفندی» اداره شود!

و تو، اگر نمی خواهی مانند یک گوسفند باشی، بهتر است «تحریم کنندگان» را تحریم کنی. اگر نمی خواهی جزئی از جماعت « بع بع کنان» باشی، بی خیال حمایت 90 از طریق اس ام اس شو و به فکر راه عملی باش.

می دانی، فقط کافی ست، بگذاری ارتعاش « بع بع » شان در استادیوم های خالی گوش شان را کر کند. آن وقت است که می فهمند، 90 حذف شدنی نیست.

به جای من و ما های دیگری که از حضور در استادیوم محروم هستیم، به ورزشگاه نرو تا مانند 90 ، خارج از گله باشی!

+ نوشته شده در  87/10/29ساعت 18:20  توسط گیتی  | 

یک هوادار بیچاره هستی!

استعفا هم نمی شود داد. تو که سرمربی یا مدیرعامل نیستی که وقتی وضعیت قرمز ، استعفا بدهی یا در نهایت استعفایت بدهند. در اصل، هیچ کس تو را دعوت نکرده، خودت مفت و مجانی شدی نخود این آَش!

« آش» ی که دارد ته می گیرد و تو صدای « جلز و ولز» خودت را می شنوی. احتمال هم می رود که در این هنگام، خاطرات خوش گذشته با شدت هر چه بیشتر می زند توی صورتت تا خوب یادت بماند. خوب یادت بماند که چطور پرسپولیسی شدی!

عاشق رنگ قرمز بودی یا اینکه دنباله رو خانواده ؟ نکند از روی علم فوتبال، شیفته بازی قرمزها شدی؟ شاید هم دیدی هوادار هیچ تیم دیگری جز پرسپولیس نمی تواند برای رقیب دیرینه اش کری « 6 تایی ها » را بخواند.

حیف که امروز دیگر این « کری » هم کارساز نیست و دلت از گفتنش خنک نمی شود. حتی به حدی هم خنک نمی شود تا سوزش این باخت های حقیرانه از یادت برود. این باخت ها اینقدر تحقیر کننده است که افشین پیروانی هم حاضر نیست در قالب خودش، پذیرایش باشد. وگرنه چه لزومی داشت، ظاهرش را شبیه افشین قطبی بکند؟!

دو «افشین» که گویا ستاره شان در اثر برخورد با شهاب سنگی، پکیده است. وگرنه پرسپولیس با این بازیکنان بدون سرمربی هم اینگونه بازی نمی کند. پس به طور حتم «افشین» ها را طلسم کرده اند که به زبان عامیانه می شود: چوپ لای چرخ شان گذاشته اند.

و شاید روزی، «فردوسی پور» با 90 اش پرده از این چرخ و چوب برداشت ( البته به شرط اینکه وجود داشته باشند). در هر حال، تو «عادل» هم نیستی که برنامه ای داشته باشی و بتوانی در لفافه اما خیلی واضح! به مسئولان پرسپولیس بگویی: « به روح اعتقاد دارید؟!»

و خداوند روح تو را مورد رحمت قرار دهد که در حال حاضر هیچ چیز از عذاب آور تر از اینکه هوادار پرسپولیس باشی، نیست!

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 16:14  توسط گیتی  | 

خداداد عزیزی، غزال ذهن من نیست

پندار:خداداد کار زشتی کرد. نه فقط به این خاطر که می گویند یک خبرنگار را زده است. به این خاطر که دخترک 11-12 ساله وجود من نتوانست، دلیلی برای مقصر نبودن خداداد حداقل برای خودش پیدا کند و به نظرم، نا امید کردن یک کودک، زشت ترین کارست!

می دانی آقای عزیزی، کار تو هزار بار دخترک را بیشتر غصه دار کرد نسبت به زمانی که تن به جبر زمانه ( شما بخوانید زور مادر ) داد و به کلاس زبان رفت و در نهایت دقایق پایانی بازی را ندید. تلاشش برای متقاعد کردن مادر که ببیند خیابان ها چقدر خلوت است و به طور حتم کسی امروز کلاس نمی آید، همانقدر بی نتیجه بود که تلاشش برای اتبات بی گناهی شما با آن دلایل بچه گانه برای دوستانش و شاید خودش.

بگذار یک چیز را از طرف او اعتراف کنم؛ هیچ وقت اینقدر حرصش نگرفته بود وقتی غیر فوتبالی ها می گفتند :« همه شان، همین جوری ند. از ده کوره پا می شن میان و بعد از مدت کوتاهی صاحب همه چیز می شن.». داشتم می گفتم او هیج وقت اینقدر حرصش نگرفته بود حتی وقتی که در عین انتظار برای رسیدن مادر، از خوشحالی می پرید هوا و سوت می زد، کسی کنارش گفت :« تو برو عروسک بازی ات را بکن! »

اگر الان «جواد خیابانی» اینجا بود، طبق عادت، احتمالا تو را «غزال تیز پا» خطاب می کرد و دو ساعتی هم در باب اخلاق ورزشی حرف می زد و این حرفا. اما من نه تو را غزال تیز پا صدا می زنم و کاری به اخلاق ورزشی و جوانمردی دارم. فقط می خواهم بگویم که این دخترک تا همین هفته پیش فکر می کرد، بزرگترین افسوس فوتبالی اش را زمانی خورد که نتوانست تا آخر در شادی خیابانی شرکت کند و خیلی زود مجبور شد برود گوش به صحبت های تلویزیون بدهد.اما به لطف شما و دوستان، این «افسوس» در ظرف بزرگتری برایش سرو شد.

وقتی به گذشته فکر می کند، چقدر می خندد؛ دخترک را می گویم. او همیشه فکر می کرد، هیچ چیز دردناک تر و عذاب آورتر از این در زندگی فوتبالی وجود ندارد که یک خانواده غیر فوتبالی داشته باشی! عذاب آور نیست، وقتی باید جواب سووال همیشه بی جواب پدر را بدهی وقتی می پرسد:« پولش را اینها می گیرند، کیفش را اینها می کنند، تو چرا باید اینقدر جیغ جیغ کنی؟!» یا مدام با اهل منزل کل کل کنی که فوتبال به پخش مستقیمش می ارزد و سریال را می شود، تکرارش را دید؟ اما چند روز پیش دید، مسائلی دردناک تر هم در زندگی فوتبالی آدم وجود دارد؛ و آن هم، آقای خداداد خودتان بهتر می دانید چیست.

 


 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/09/16ساعت 14:35  توسط گیتی  | 

پشت پرده، خبری نیست

فوتبال مدیا: خوب که فکرش را بکنی، «پشت پرده» خبری نیست. در اصل، شاید تمام خبرها بیرون پرده باشد اما باید پشت پرده ای باشد تا ذهن ها را به خود مشغول کند. به فراخور زمان هم «دشمنان» و « سودجویان» یا همان «آدم بد» خودمان وجود دارند تا برای مدتی پشت پرده بنشینند..

زمانی ، کشورهای عربی از دشمنان اصلی به شمار می رفتند و هر ناکامی در عرصه فوتبال را از چشم آنها می دیدیم. یعنی شاید می خواستند که ببینیم. مسوولان ( اعم از مدیر، مربی و بازیکن) فوتبالی داشتیم که از جون و دل برای شادی ما کار می کردنند. اما در آخر مگر این «مافیا کثیف عرب» می گذاشت، فوتبال ایران به حق واقعی خودش برسد؟
می دانی، در اصل داشتن دشمن به سود هرکسی است. حال اگر این دشمن وجود نداشت، با دستان خودمان می سازیمش. چه چیزی بهتر از یک «اهالی فوتبال مظلوم» و یک «گروه مافیایی کثیف» ؟! یک حساب سرانگشتی بکن، ببین تا به حال چند بار لعن و نفرین نثار بحرین، قطر، امارات و عربستان کرده ای؟ در حالیکه شاید هم یک بار به این فکر نکرده ای، بیرون پرده چه خبر است.
بیرون پرده که خبر زیاد است؛ هر روز یکی از «دست های پشت پرده» می نالد. دست های پشت پرده نگذاشت 3 سال مدوام قلعه نویی با استقلال قهرمان شود. دست های پشت پرده برای برانکو، چه خندق ها که نکند. دست های پشت پرده، سنگ ها را جلو پای قطبی ردیف کرد. دست های پشت پرده، چوب لای چرخ دایی می گذارد. ببین دست های پشت پرده که چه ها نمی کند.
کسی هم نیست این دست های پشت پرده را قطع کند. البته عقل هم حکم می کند که این دست ها همیشه پا برجا بمانند چون اهالی فوتبال به آن نیاز دارند. این دست ها تو را ترغیب می کنند تا همچنان روی صندلی سالن نمایش بنشینی تا یک روزی حقایق پشت پرده بر ملا شود؛ دقت هم کرده باشی، هرزچندگاهی قربانیان این دست ها، حرف از افشاگری می زنند. اما زمانش کی می رسد، خدا می داند.
این دست ها تو را وادار می کنند، اهالی فوتبال را یا سیاه ببینی یا سفید. در صورتیکه شک دارم جز خاکستری رنگ دیگری باشند. این سیاه و سفید، صحنه را جذاب می کند و تو همچنان مشتری شان باقی می مانی. تو مشتری بازی «ظالم و مظلوم» هستی که از قضا، هم ظالم سود می برد و هم مظلوم. و تنها تو که روی صندلی ات میخکوب شده ای و سعی داری با مظلوم همدردی کنی و احیانا مرثیه نامه ای هم در بابش بنویسی، ضرر کرده ای. می بینی، بازی می کنند تا به بازی ات بگیرند. 
+ نوشته شده در  87/09/08ساعت 0:11  توسط گیتی  | 

رهبر پرسپولیس باید در تمام جبهه ها بجنگد

شاید، بهترین راه برای پی بردن به مشکلات احتمالی مربیان خارجی در ایران، صحبت کردن با خودشان باشد. از این رو به سراغ «افشین قطبی» رفتیم و در این مورد با او به گفتگو نشستیم.

در بخش نخست این مصاحبه که هفته گذشته منتشر شد، با افشین قطبی بیشتر در مورد مسائل باشگاهی و بازیکنان صحبت کردیم. او به «زندگی کوتاه مدیرعامل و مربی در باشگاه های استقلال و پرسپولیس» اشاره کرد و گفت: «به همین دلیل، سرمربی و مدیرعامل این دو باشگاه، به الان فکر می کنند و برای شان سخت است به فکر آینده باشد.» در ادامه بخش پاياني اين مصاحبه را می خوانید.

+ نوشته شده در  87/07/18ساعت 12:32  توسط گیتی  | 

دوره، دوره ارزانی ست

آری، دوره، دوره ارزانی ست. هر چه بخواهی، ارزان است؛ اما تنها از نوع غیر مادی اش. وگرنه، این روزها "ارزانی" مایحتاج زندگی را حتی نمی شود در خواب دید.  اما در عوض، با چشمانی نا بینا هم می توان، "زیر قیمت بودن " هر چیزی با ارزشی که قابل لمس شدن نیست را دید.

چیزی که به شدت ارزان شده، شعور مردم است. و هر کس به راحتی می تواند به آن بی احترامی کند. "علی آبادی" هم که همکارانش، تلاش بسیاری برای بهتر شدن وضعیت معیشت مردم کرده اند، از این " ارزانی" ها استفاده کرد و مثل آب خوردن، شعور مردم را زیر سوال برد.

 بله دیگر، دوره، دوره ارزانی ست و رئیس سازمان تربیت بدنی هم که دید توهین به شعور ایرانی، مالیات ندارد، با لگد مال کردنش، گفت : " چه کسی گفته ما در المپیک ناکام بوده ایم؟ " شاید از کسی که ارزان، جایگاهش را در بالاترین رده ورزش ایران به دست آورده است، باید انتظار داشت که همه چیز را ارزان ببیند.

اما در بین این همه "ارزانی"، فیروز کریمی در برنامه مثلث شیشه ای، حرف ارزشمندی زده بود؛ بله، آقای علی آبادی! شما مدیر توانمندی هستید اما فقط در شهردای تهران.

+ نوشته شده در  87/06/01ساعت 0:46  توسط گیتی  | 

امپراطور! تو هم آلوده شدی؟

فوتبال مدیا: فصل پیش که آمدی، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدیم. البته حق هم داشتیم؛ به هر حال داشتن یک سرمربی که رنگ 3 جام جهانی را به خود دیده بود، کم چیزی نبود. اواسط فصل، شادی مان بیشتر هم شد؛ چون علاوه بر دانش فنی، ادبیات خاصی را هم به همراه خود آورده بودی.
انتهای فصل که رسید، شادی مان دو چندان شد، اما نه تنها به خاطر قهرمانی در لیگ برتر، بیشتر به این دلیل که تاثیری مثبت، هر چند کم، بر روی ادبیات فوتبال ما گذاشته بودی. برای همین، رفتنت خیلی غم انگیز بود، حتی برای «غیر فوتبالی» ها.
هنگامی که قرار شد، دوباره بیایی، خوشحالی مان با تعجب همراه شد. امپراطور که در تصمیم رفتنش، بسیار قاطع می نمود، برگشت. آنهم در شرایطی که کاشانی، همراه قدیمی اش، دیگر در تیم نبود. 
از اینکه دوباره با ما بودی، از خوشحالی سر از پا نمی شناختیم اما مگر «تعجب» دست از سرمان بر می داشت؟! آنقدر قاطعانه خداحافظی کرده بودی که پشت سرت غم نامه ها نوشتند؛ حتی تو را با «بازرگان» مقایسه کرده بودند. پس طبیعی بود، در اوج خوشحالی از این اتفاق متعجب شویم.
سعی هم کردیم این «تعجب» را در نطفه خفه کنیم اما راه به جایی نبردیم. هرگاه به سوال های برآمده از این ماجرا فکر می کردیم، سوال دیگری متولد می شد. تا اینکه به ناچار منتظر ماندیم تا «گذشت زمان» جواب سوال هایمان را بدهد.
و زمانی طول نکشید که پشت تریبون «نود» به سوال ها جواب دادی، البته در ظاهر! درست در این زمان بود که غم جای خوشحالی و تعحب مان را گرفت. « غمی» که هزار بار حزن انگیز تر از « غم رفتنت» بود.
وقتی که رفتی، ناراحت از دست دادن مربی ای بودیم که هم کلاس فنی اش بالا بود و هم کلاس صحبت کردنش.
اما بعد از صحبت هایت در نود، ناراحت بودیم از اینکه در عین وصال از دست داده بودیمت! شاید کمی اغراق چاشنی کلام مان شده است و شاید هم به جاده خاکی زده ایم و در کل اشتباه می کنیم. اما وقتی که از دلایل برگشتنت می گفتی، احساس عجیبی به ما می گفت، صادقانه حرف نمی زنی. تصور کردیم، دیگر امپراطور رک گو فصل پیش ما نیستی.
اما این، تنها دلیل غمگین شدمان نبود. چیزی که بیشتر از همه آزارمان داد، این بود که در طول یک سال گذشته، چقدر اشتباه فکر می کردیم، موجی مثبت – در زمینه اخلاقی – در فوتبال کشورمان راه انداخته ای. نگو، پیش از اینکه مربیان از تو تاثیر پذیرند، تو از آنها الگو برداری کرده بودی. و در حالیکه فکر می کردیم واکسینه هستی، آب گل آلود فوتبال ایران، تو را هم آلوده کرد.
+ نوشته شده در  87/05/19ساعت 2:50  توسط گیتی  | 

مرده این همه مرام و معرفتم

آدم واقعا لذت می بره وقتی این دو تا را می بینه. بعضی وقتا از شدت لذت، اشکش هم در میاد و مزه شوری توو دهنش حس می کنه. مزه شوری که باید جلو شوری این رابطه عاطفی، لنگ بندازه. اصلا همین واژه " لنگ " از سر عشق زیاد به وجود اومد. یک دریا عشق بین این دو تا وجود داره . یک دریا که جفتشون دارن توش خفه می شن.

و خفقون گرفتن اونایی که می گفتن رابطه این دو تا تیره ست، وقتی که این همه نزدیکی رو بین شون دیدن. این نزدیکی ها هم توو فلاکت خودشو نشون داد. دیدی می گن  «رفیق رو باید توو سختی ها شناخت » ، استقلال و پرسپولیس هم توو این زمانا باید همدیگرو بشناسن و ببین چه رفیقای با وفایی برای همن

اون موقع که این آبی های پایتخت، توو گل و لای حماقتشون گیر کردن و نتونستن برن جام باشگاه های آسیا، به خودم گفتن، قرمزا از ته دل بابت این موضوع خندیدن. اما روزگار که جز " کنفی " هیچی واسه آدم نداره، ثابت کرد، پرسپولیسی ها اینقدر مرد هستن که برای همدردی خیلی کوچیکی با برادر آبیشون 6 امتیاز رو تقدیم فیفا کنن.

تازه این مثال کوچیکه ست و اگه بخوام از مرام اصلیه اینا بگم، نمی دونم چه جوری جلوی سیل اشکاتونو بگیرم. البته بدم نیست اشک بریزین چون امسال توو اکثر شهرهای ایران کم آبی داریم. داشتم می گفتم، کی می تونه فراموش کنه بحران مدیریت این دو تیم رو. اون زمان که بزرگمردا رو شدن و روی هر چی پوریای ولی و امثالهم را کم کردن. باس ببخشین درس یادم نیس که اول استقلال یه نیم فصل بدون رئیس بود و دویم پرسپولیس داستان کاشانی و رفقا رو کرد یا بر عکس ( غرق مرام لوطی گری سرخابیا شدم، تغییر لحن دادم،شرمنده ! )

در هر حال، هر چی بود، تقریبا توو یه مقطع زمانی، جفت تیما گند زدن به امر مدیریت توو فوتبال ایران و حسابی هوادارا رو شرمنده کردن. تو رو خدا می بینی، واسه اینکه مبادا هوادارای یکی شون حسودی کنه، کاراشون رو هماهنگ کردن.

اینا مال پارسال، امسال رو بگو؛ تختی کجایی ببینی چطور اینا دارن راه تو ادامه می دن. بازی قبل از دربی، سرخابیا واسه اینکه تیم مقابل روحیه بگیره، نتیجه رو واگذار کردن و یه حال اساسی به " گز خور " های ایران دادن.

اینو رو هم بنداز دور، امروز رو بگو؛ اول فیروز و بچه هاش 4 تا از گیلانی ها خوردن و خلاصه .... توو اعصاب هوادارایی که اومده بودن آزادی. بعدشم امپراطور و سربازاش واسه اینکه، استقلالی ها فقط بو گند نگیرن، 4 تا گل نا قابل از اهوازی ها خوردن.

سرخابی ها تا اینجا کار، از پس مرام و لوطی گری به خوبی بر اومدن اما می ترسم دو تیم جو گیر شن و بخوان توو لحظات سخت تر از اینا مرام همدیگرو امتحان کنن!

+ نوشته شده در  87/01/23ساعت 22:34  توسط گیتی  | 

2 نکته در مورد کلمنته و تیم ملی

1)قرارداد " کلمنته " مشکوک است. اولین بار  کاوه محجوب ، یکی از  نویسندگان " فوتبال مدیا " ما را به شک انداخت. این مربی اسپانیایی در مصاحبه ای با فوتبال مدیا عنوان کرده بود که به طور کامل در ایران نخواهد بود و فقط برای تمرینات و مسابقات به کشورمان سفر می کند. اما مسئولین هم در بعضی از خبرگزاری ها گفتند که چنین چیزی صحت ندارد.

عادل فردوسی پور هم در این مورد از " کلمنته " سئوال کرد که مرد اسپانیایی سعی کرد از دادن جواب " بله یا خیر " طفره برود و یک چیز دیگر گفت. دوباره فوتبال مدیا، این شک را " به روز " کرد. در این سایت، بیژن ذوالفقار نسب نگرانی اش را در مورد بند های قرارداد اعلام کرد. 

امروز، خداد عزیزی در ایسنا عنوان کرد که چینین خبری به گوش او هم رسیده و حرف خیلی خوبی زد : " قرارداد بستن با کلمنته آدمي مي‌خواهد كه از فوتبال سر در بياورد. " و مهدی تاج هم در مصاحبه ای با این خبرگزاری گفت : " روي بند بند قرارداد با "كلمنته" توافق كلي انجام شده است "

در اینجا، 3 فرض می تواند وجود داشته باشد :

1)      چنین خبری به هیچ عنوان صحت ندارد و کلمنته تمام وقت در اختیار تیم ملی خواهد بود

2)      این خبر، درست است اما تیم مذاکره کننده ضعیفی داشته ایم و احتمالا از چنین بندی در قرارداد خبر ندارند!

3)      این خبر درست است و مسئولین با علم به این موضوع پای میز مذاکره نشسته اند.

2) بازی ایران برابر سوریه را دیدیم. صحبت از " بی برنامگی " تیم ایران و بازی ضعیف اش نیست. این صحبت ها بماند برای کارشناسان. اما یک نکته: تیمی که امروز به میدان رفت، تیم واقعی ایران بود و بهتر است صحبت هایی مانند " اولین بازی سخت است " یا  " سوریه بسته بازی کرد " را بگذاریم دم کوزه و آبش را بخوریم. به هر حال، بعد از فراز و نشیب هایی که فوتبال ایران پشت سر گذاشت ( امیدواریم، واقعا پشت سر گذاشته باشد )، شاید نباید توقع بیشتری می داشتیم. اما مهم این است که کفاشیان و کلمنته ( درصورتی که مربی تیم ملی باشد ) از ابتدا تکلیف شان را با خود و هواداران مشخص کنند تا دادکان و برانکو دیگری برای فوتبال ایران نشوند. به نظر می رسد وعده ی صعود به مرحله ی دوم جام جهانی با این شرایط دور از دسترس باشد. شاید بهترین " وعده " که به منطقی هم به نظر می رسد، صعود به جام جهانی باشد.

 

+ نوشته شده در  86/11/17ساعت 19:59  توسط گیتی  | 

مرد قانون!

بعضی جملات، حرفی برای گفتن باقی نمی گذارد. بعضی از آدم ها، کار هایی می کنند که حرفی برای گفتن باقی نمی گذارند. حتی نمی توانی حرف را نقد کنی یا به سخره بگیری. در این شرایط فقط یک کار می توانی انجام دهی؛ مواظب باشی با علامت سئوالی که رو به رویت سبز شده، تصادف نکنی.

و من بعد از خواندن این جمله " در ديدار مقابل سپاهان از هفته هفدهم در اصفهان نيز پس از پايان بازي، از ناظر بازي خواستم تا اتفاقات رخ داده را گزارش نکند، چون مي‏دانستم با اين وجود باشگاه سپاهان محروم مي‏شود و اين موضوع اصلاً براي تيم ما خوشايند نيست. " که به نقل از حبیب کاشانی در خبرگزاری ایسنا آمده بود، فقط توانستم جلوی تصادفم را بگیرم.

+ نوشته شده در  86/11/02ساعت 23:5  توسط گیتی  | 

وقتی که خونم قرمز قرمز بود

قدیم ندیما،فوتبال تمام زندگیم بود. از اون پرسپولیسی های ۳ آتیشه!!! بودم. خلاصه اینقدر فوتبالی از نوع پرسپولیسیش بودم که همه چی رو قرمز می دیدم و می شنیدم. حتی به آهنگ " بلک کتس " هم رحم نمی کردم  اینم از شعر و شاعریم در ۱۵ سالگی:

مهدی توو زمین / " اس اس " کارش تموم

ای وای تنگ غروب / چقدر آزادی شلوغ

پروین تووی فکر / نمی خواد که ببازه

موی مهدی تارتار / پریشون تووی باد

قرمز، چی بگم؟ چی بگم؟ / باده عشق

تیم قهرمان قهرمان / قلب بهشت

حالا من چی بگم دل می بره ورزش فوتبال

ببین " مارکوس " گلم زمین چه جوره و تق تق ترقه

قرمز، قرمز، قرمز

قرمز پسراش گل زن و با هوش / خوش قد و بالا، ساده و پرجوش

گل می زنن و باهم می خندن / توپا توو تورا یدم می غلتن

هی می برن از " اس اس " تهرون / شادی می کنن سرخای ایرون

توپا توو هوا بالا / بلرزون تور رو یالا

پا نوشت ۱) مهدی از نوع هاشمی نسب است

پا نوشت ۲ ) در آن بازی " مارکوس مرک " آلمانی داور مسابقه بود.

 

+ نوشته شده در  86/10/20ساعت 19:40  توسط گیتی  | 

دلم برای والیبال تنگ شده

امروز شبکه ی آموزش یا همان هفت داشت آموزش فوتبال نشان می داد و احتمالا حدس زدید که مربی اش کی بود؟ تابلو دیگه مجید جلالی . با دیدن این برنامه یاد قدیما افتادم. یاد تمرین کردن خودم افتادم البته نه در زمینه ی فوتبال . زمانیکه دست به توپ بودم . یادش به خیر . الان نزدیک یک سال است که والیبال بازی نکردم و حدود ۴ـ ۵ سال است که باشگاهی کار نکردم . یادش بخیر . چقدر تمرین می کردم اکثر بچه ها وقتی چشم مربی را دور می دیدند تمرین را ول می کرد اما من یک کله تمرین می کردم چون می خواستم به یک جایی برسم غافل از اینکه ورزش بانوان جای پیشرفت نداره . آخری ها دیگه تمریناتمان سخت شده بود . دو روز در هفته می رفتیم باشگاه انقلاب برای بدنسازی توی جاده ی تندرستی اش . اگر رفته باشید دید که شیبش نسبتا زیاده . چقدر می دویدیم . وزنه به پاهامون می بستیم و می دویدیم. البته باید با توپی که از شن پر شده بود پنجه می زدیم . ۳-۴ روز هم باشگاه بودیم. تو باشگاه هم فقط من بد بخت باید وزنه می بستم و تا آخر بازی می کردم . مربی ام اعتقاد داشت که پاسور ها باید از همه ی بازیکنان تیم آماده تر باشند و در ضمن تمام تکینیک های بازی را باید بهتر بلد باشند حالا چه تو توپ گیری چه اسپک و چه پاس دادن واسه همین تو باشگاه پدرمو درمی آورد اینقدر تمرین می داد . من بیشتر از لیبرو یا همان بازیکن آزاد توپگیری کار می کردم البته زیاد روی اسپک زدن فشار نمی آورد ( باز هم خدا خیرش بدهد ). خلاصه اینکه زیاد جون کندم تا بتوانم بازی نسبتا قابل قبولی را ارائه بدهم خدایی هم اگر خود پسندی نباشه توانستم تا حدودی انتظارات را برآورده کنم اما چه سود که وقتی بازیم تازه رو آمده بود و از آن پاس های خوشگلم می دادم باید والیبال را کنار می گذاشتم اونم واسه کنکور . خیلی برام سخت بود اما باید بین درس و ورزش را یکی را انتخاب می کردم و من گزینه ی اول را انتخاب کردم البته پشیمان نیستم چون آینده ای برای ورزشکار خانم در ایران وجود ندارد ولی می دونی چیه؟! دلم واسه پاس دادن لک زده . نمی دونی چه حالی می ده وقتی اسپکر تیم پاساتو می خوابونه زمین حریف . نمی دونی چه حالی می ده وقتی اسپکرت می آید می گه: " دمت گرم پاست عالی بود" نمی دونی چه حالی میده وقتی تو زمین حریف جا خالی می اندازی . در کل اینکه نمی دونی والیبال بازی کردن چه حالی می ده مخصوصا وقتی که پاسور تیم باشی .                آخ،چقدر دلم برای دادن یک پاس تنگ شده....

 

+ نوشته شده در  85/04/23ساعت 22:45  توسط گیتی  | 

یک مطلب جالب از شرق

امروز، يك مطلب زيبا در مورد يوونتوس در روزنامه ي شرق خواندم كه از زاويه جالبي به اين تيم نگاه كرده است. بنابراين حيف آمدم روي وبلاگم نگذارمش . در ضمن پيشنهاد مي كنم به دور از تعصبات آنتي يوونتوسي تان، اين مطلب را بخوانيد چون در آن صورت از زيبايي مطلب كاسته مي شود.

                                       يوونتوس پيروز شد

 

juveبياييد يك تيم بسازيم: بوفون درون دروازه، تورام، كاناوارو، زامبروتا در خط دفاع، زيدان، ويرا، كامورانزى، دل پيرو در خط هافبك و ترزگه، آنرى، اينتزاگى در خط حمله. مربى مارچلو ليپى، مدير تيم: ميشل پلاتينى. فكر مى كنيد اين تيم جديد يوونتوس است؟ نه. بازى فرانسه- ايتاليا در فينال برلين سال ۲۰۰۶. چندان هم تيم بدى نمى شود و مى تواند همه تيم ها را شكست دهد. بله كمى پير هستند اما از اين كه بهتر است ميشل پلاتينى هم بازى كند. او بهتر است از تريبون بازى را دنبال كند. حداقل اين تيم مى تواند اميدوارى هايى را در دل طرفداران يوونتوس به وجود بياورد؛ آنهايى كه زير شديدترين اتهامات هستند و رسوايى بزرگى را پشت سرشان احساس مى كنند. اما واقعيت اين است كه در فينال جام جهانى تا چشم كار مى كند بازيكنانى از يوونتوس حضور دارند، يعنى اينكه يوونتوس واقعى اينجا وجود دارد، فراتر از تلفن هاى داغ مديران يووه، لطف هاى د سانتيس و دو قهرمانى كه به احتمال زياد از دست خواهد رفت. چند روز ديگر اين تيم به دسته سوم سقوط مى كند، همه منتظر آخرين راى ها هستند و اين التهاب هر لحظه بيشتر مى شود. كسانى كه امروز جايى ثابت در تيم دارند، يك ماه ديگر بازيكنان سابق ناميده مى شوند و آنهايى كه در اين تيم بودند به زندگى فعلى خود ادامه مى دهند؛ بدون اينكه خجالت بكشند. اگر فوتبال هميشه افسانه ها را به ياد دارد، از اين افسانه هم به خوبى ياد خواهد كرد. با شادى بى پايان. چرا كه نه. مسلماً همه اين را مى گويند. جام جهانى با تمام خوبى ها و بدهى ها پيش مى رود. بايد فراموش كنيم كه تعدادى از بازيكنان متهم شدند يا مارچلو ليپى هنوز هم وسط اين ماجراست. ستاره هاى لوكس با كابوس هاى لوكس را كسى باور نمى كند. در حقيقت زيبايى اين فينال در اين است: همه بازيكنان و مربيان يووه نشان دادند كه راه بردن را بلد هستند. ايتاليا يا فرانسه فرقى نمى كند. مهم اين است كه حرف هاى لوچانو موجى اينجا اهميتى ندارد چون آنها با پاهاى خودشان تا فينال آمده اند. امروز همه مى پرسند خب بايد چه كار كنيم؟ ويرا اين را مى گويد. مسئله او، مسئله همه بازيكنان است: «خيلى سخت است كه به اين مسئله فكر نكنيم. اما بهتر است كمى صبر كنيم. نمى توانيم آينده را مطالعه كنيم، بدون اينكه چيزى درباره آن بدانيم.» فرانسه- ايتاليا در حقيقت يوونتوس عليه يوونتوس است. تا اينكه بازيكنان از هر اتهامى مبرا شوند و شخصيت شكسته شده شان را دوباره به دست بياورند. اگر فرانسه برنده شود پلاتينى مى تواند از اين پيروزى خوشحال باشد اما نيمى ديگر از قلب او نگران يوونتوسى است كه در حال سقوط است. با اين حال او هم اميدوار است كه زيبايى هاى يووه در اين ميدان ديده شود، همان طور كه هميشه وجود داشته است؛ زيدان وارث او شد، دل پيرو پوستر او را در اتاقش چسبانده بود، كاناوارو با آن لهجه ناپلى اش از او حرف مى زد و مهاجمانى كه براى به وجود آوردن شادى جديد مي توانند كار بزرگي انجام دهند

امروز شاه فوتبال زيدان است، پلاتينى شاه فوتبال بود. بازيكنان فرانسوى و ايتاليايى كه فكر مى كردند در اين رسوايى خيلى چيزها را از دست مى دهند نشان دادند كه بانوى ايتاليا بدون كمك و فريب هم مى توانست پيروز شود. امروز ديگر براى كسى مهم نيست كه چه تيمى قهرمان مى شود، همه آنها به اين فكر مى كنند كه توانايى خود را نشان دهند و گذشته تاريك را فراموش كنند. اينتزاگى بازيكن بزرگى بود و همين بزرگى را در ميلان هم به نمايش گذاشت او هميشه سعى مى كرد از محافظت كمك داوران فرار كند، بدون اينكه به دنبال لطف آنها باشد. ليپى هم كمى اعتماد از دست رفته را دوباره پيدا كرده است. روح افسانه فوتبال، امروز در برلين اين را مى گويد و يادآورى مى كند: «يوونتوس پيروز شد». بايد ببينيم كه در فينال جام جهانى چه تيمى برنده مى شود. پلاتينى موبايلش را خاموش كرده است چون نمى خواهد چيزى درباره پرونده يوونتوس بشنود. تيم اصلى يووه در برلين است.

 

+ نوشته شده در  85/04/18ساعت 17:10  توسط گیتی  | 

خداحافظ رفیق!

هنوز باورم نمی شود اسپانیا از جام حذف شده باشد . تیم به آن خوبی چطور شد جلوی فرانسه کم آورد؟! تيم ما يك عالمه ستاره داشت؛ فابرگاس،‌ژاوي، رائول، كاسياس، تورس، ريس،‌گارسيا و  .... پس چرا هيچ كدام نتوانستند كاري براي حذف نشدنشان انجام دهند؟ چرا بازيكناني كه تمام تيم هاي دنيا خواهانشان هستند، اسير ستاره هاي سوخته ي فرانسوي شدند؟ اين تيم فعلي فرانسه از اوكراين هم ضعيف تر است. اسپانيا، اوكراين را با 6 گل در هم كوباند اما 3 بر 1 بازي را به شاگردان دومنك واگذار كرد . هنوز نمي دانم اسپانيا به فرانسه باخت يا به خودش . اما هر چه كه هست،‌ هنوز هم نتوانستم باخت تيم محبوبم را بپذيرم و مجبورم در اوج ناباوري بگويم : " خداحافظ رفيق!"

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/04/09ساعت 15:57  توسط گیتی  | 

باز هم از فوتبال

من حسودم  و دارم از حسودي مي ميرم . به ياد ندارم تا به حال به كسي اينقدر حسودي كرده باشم كه ديشب موقع بازي هلند _ پرتغال به عادل فردوسي پور حسودي كردم . راستش وقتي عادل به جام جهاني رفت و حتي بعد از اتمام بازي هاي ايران در آنجا ماند و بازي بزرگان دنيا را از نزديك دنبال كرد ، بهش حسودي كردم اما ديشب ديگر اوج حسودي ام  بود و من هم دلم مي خواست مانند عادل از نزديك شاهد دعواي هلندي ها و پرتغالي ها باشم . يا وقتي كه دكو و فان برونكهورست كنار هم خارج از ميدان،‌ بازي را نگاه مي كردند ، دلم مي خواست از نزديك شاهد گپ زدن دو اخراجي، دو رقيب و دو دوست باشم . در هر حال بايد صادقانه بگويم كه با شروع جام هجدهم براي اولين بار به عادل فردوسي پور حسودي كردم البته نبايد از حق گذشت كه عادل لياقتش را دارد يك ماه در كنار ستاره هاي فوتبال دنيا زندگي كند .

از اين حرف ها كه بگذريم، بازي ديشب جالب بود و خيلي خوشحال شدم كه پرتغال فاتح اين ديدار بود اما نمي دانم چرا وقتي تلويزيون چهره ي مغموم فان باستن را نشان مي داد، دلم به حالش مي سوخت و اميدوارم كه پرتغال در مرحله ي بعد بتواند انگليس را حذف كند . در ضمن بايد بگويم فكر نكنيد جنجال ديشب تقصير داور و يا هلندي ها بود. عامل اين جنجال، خواهر دوست من بوده است . راستش خواهر دوستم چندان فوتبالي نيست و هر وقت بازي اي را تماشا مي كند، به جنجال كشيده مي شود درست مثل بازي آلمان _ كامرون در جام پيش . به هين دليل از دوستم خواهش كردم كه از خواهرش تقاضا كند حداقل بازي هاي آرژانتين را نبيند تا تيم محبوب من به سلامت قهرمان جام جهاني 2006 آلمان شود چون اين دفعه نوبت پكرمن و شاگردانش است كه جام را بالاي سر ببرند و اميدوارم ليونل مسي پديده ي اين جام شود .

حالا كه حرف از فوتبال زدم، بگذاريد از تيم ملي هم بگويم . مي دانيد در اين چند وقته چه چيز حرص من را بيشتر از همه در آورده است ؟ كساني كه تا ديروز طرفدار برانكو و علي دايي و كلا تيم ملي بودند، امروز دارند در مطبوعات و تلويزيون از همه چيز ايراد مي گيرند و اين حالم را به هم مي زند . وقتي كه هنوز بارقه اي از اميد براي ايران بود و مي شد براي تيم بيچاره ي ايران كاري كرد تا اينگونه در سرزمين ژرمن ها خوار و خفيف نشود، همين افرادي كه امروز به همه چيز ايراد مي گيرند اگر حرف مي زنند شايد اوضاع ما اينگونه نمي شد . اگر همين عادل كه امروز خيلي راحت در مورد تيم ملي و برانكو انتقاد مي كند، در برنامه ي نودش كمتر به فكر خودش بود و مسائل تيم ملي را بازگو مي كرد،‌ شرايط بهتر از اين بود . هنوز آن حرف عادل را به خوبي به ياد دارم كه در برنامه اش گفت : " اين انتقاد ها از تيم ملي، ديگر خيلي بي انصافي است . " بايد به عادل گفت :‌‌ " چي شد آقاي فردوسي پور،‌ تو كه تا ديروز انتقاد از تيم ملي را بي انصافي مي دانستي و به نظرت ايران خوب كار مي كرد . نكند توي اين دو هفته در جام جهاني،‌ ايران تغيير كرد و از عرش به فرش رسيد؟ چرا حالا اين تيم را مي كوباني؟ نكند آن موقع به نفعت نبود از تيم انتقاد كني و الان هم ديگر دست دادكان و برانكو به جايي بند نيست تا موقعيتت را به خطر بياندازند؟ " مثل عادل توي ايران زياد است . يكيش همين اردشير لارودي كه زماني آرزو داشتم زير نظرش كار كنم البته آن موقع نمي دانستم لارودي اينقدر محافظه كار است و رك بگويم كه حزب باد است . آقاي لارودي كه در برنامه تلويزيوني حاضر مي شود و انتقاد مي كند چرا آن زمان كه مي شد براي ايران كاري كرد،‌ مهر سكوت بر دهانش زد و هيچ نگفت؟! اصلا چرا راه دوري بروم . همين مجيد جلالي كه زماني قبولش داشتم . يكي نيست كه بگويد مربي عزيز اين آمار و ارقامي كه از جام جهاني هاي گذشته به دست آوردي، ديگر دردي را از فوتبال زخم خورده ي ما دوا نمي كند .  تو بايد خيلي بيشتر از اينها با اعداد و ارقامت از ضعف هاي فوتبال ملي مي گفتي نه الان كه بردنش آلمان و پدرش را درآورده اند . آن زماني كه بايد به تيم ملي انتقاد مي شد ، همه ساكت ماندند حالا ديگر اين برنامه ها و حرف ها چه فايده اي دارد؟ اصلا يك ماه نه، يك سال اينها، برنامه بگذارند و كارشناس هاي آبكي بياورند تا از مشكلات تيم ملي بگويند و نظر بدهند. آيا اين، دردي از ما را دوا مي كند؟! آيا مي تواند غرور شكسته ما را برگرداند؟! آيا مي تواند مرهمي براي زخم هاي دل هايمان باشد كه در هر بازي ايران تيكه تيكه مي شد؟!

اما مي دانيد بيشتر از همه ي اينها،‌ چه چيز من را ديوانه مي كند؟ اينكه بين اين همه طرفدار تيم ملي برانكو و دادكان كه تا توانستند به منتقدان برانكو بد و بيراه گفتند و مسخره شان كردند، يك مرد پيدا نمي شود كه بگويد : " اين من بودم كه قبل از ناكامي ايران، از تفكرات برانكو حمايت مي كردم و حالا هم روي حرفم هستم . " متاسفانه تمام طرفداران برانكو يا پشت سنگرشان قايم شده اند و خودشان را به كوچه علي چپ زده اند يا مثل بعضي از اين آقايان تغيير رنگ داده اند .

و اما مي دانيد چه چيز بيشتر از همه آزارم مي دهد؟ اينكه شايد قرار باشد چهار سال ديگر هم،‌ شاهد خورد شدن عزيز دردانه ي همه ي ايرانيان باشم و من از اين موضوع بسيار مي ترسم چون ديگر طاقتش را ندارم ببينم اميد يك كشور چگونه رنگ مي بازد .

+ نوشته شده در  85/04/05ساعت 23:25  توسط گیتی  | 

درد و دل بعد از گذشت 3 روز

امروز حكم آزادي من امضا شد ! امروز آخرين امتحانم را هم دادم تا ديگر با خيال آسوده به تماشاي جام جهاني بنشينم . در اين 7 روزي كه از آغاز بازي ها مي گذرد ، فقط توانستم بازي ايران را ببينم و اي كاش هرگز نمي ديدم . با اينكه از قبل پيش بيني كرده بودم كه تيم دادكان و برانكو افتضاح به بار مي آورد اما نمي دانم چرا از باخت ايران مقابل مكزيك به شدت عصباني شدم . اينقدر عصباني كه سر همه داد مي زدم و به مسئولين تيم بد و بيراه مي گفتم . شايد به خاطر بازي خوب آندارنيك تيموريان بود كه اينقدر از باخت ايران ناراحت شدم . بگذاريد بيشتر توضيح بدهم . وقتي ديدم آندو كه تجربه ي چنداني هم ندارد چنان با به اعتماد به نفس و زيبا بازي مي كند افسوس خوردم كه چرا بايد چنين مهره هايي در كنار خود خواهي يك مشت آدمي كه نمي دانم چه صفتي بهشان بدهم ، حرام بشوند . بازيكناني مثل آندو در تيم ملي كم نداريم حالا بعضي با تجربه ي بيشتر و بعضي ها هم مانند خودش كم تجربه ( البته تجربه لفظ درستي نيست چون آندو نشان داد كه از خيلي ها با تجربه تر است پس بهتر است بگويم داراي بازي ملي كم ) . وقتي به سرمايه هايي كه ايران دارد، فكر كردم ، عصباني شدم كه چرا بايد در عين دارايي مثل ندار ها رفتار كنيم . بدون اغراق بايد بگويم كه اگر ايران در دوران آماده سازي عاقلانه عمل مي كرد ، با اين داشته هايمان به دور بعد صعود مي كرديم حتي اگر علي دايي در هر سه بازي نقش يك تماشاگر را بازي مي كرد .

عصبانيتم وقتي بيشتر شد كه ديدم ايران درست از جايي ها ضربه خورد كه مدت ها فريادشان زديم اما متاسفانه برانكو گوشي براي شنيدن نداشت . مرد كروات نه گوشي براي شنيدن نداشت و نه چشمي براي ديدن و ما هم با طناب يك كر و كور به چاه افتاديم و اين را بايد مديون دادكان بود . فكر نمي كنم كسي پيدا شود كه بتواند مانند دادكان فوتبال يك كشور را كه با دست خالي به جايي رسيده بود ، اين چنين نابود كند . كلمه ي نابودي را از روي احساس نگفتم بلكه اين، عين واقعيت است . منظورم از نابودي حذف از جام جهاني نيست بلكه منظورم دقيقا تحقير شدن است و ما در اولين بازيمان تحقير شديم و متاسفانه بايد بگويم كه در بازي با پرتغال هم يك بار ديگر فوتبال ايران كه تازه توانسته بود اسمي براي خودش دست و پا كند ، تحقير مي شود و اين خيلي سخت است . البته فكر نكنم مسئولان تيم ملي بتوانند اين چيز ها را درك  كنند و گرنه شرايطمان به گونه اي ديگر بود .

زياد حرف زدم و سرتان درد آوردم اما اين را بگذاريد به پاي اينكه دلم خيلي پر بود و اين وبلاگ تنها جايي است كه مي توانم آنطور كه مي خواهم حرف بزنم .

+ نوشته شده در  85/03/25ساعت 22:49  توسط گیتی  | 

جام جهانی باعصر فوتبال

سلام بر همه ی دوستان

می بینم که جام جهانی را با طعم امتحان های دانشگاه باید بگذرانید . اشکال ندارد، زیاد غصه نخورید . اوضاع من هم مثل شما است . بالاخره این هم در نوع خودش جالب است . در هر حال ، نیامدم که شما را یاد امتحانهایتان بیاندازم . راستش من و دیگر دوستانم در سایت عصر فوتبال تصمیم گرفتیم تمام سعی مان را بکنیم تا بهترین و به روز ترین اخبار و عکس های جام جهانی را در اختیار بینندگان قرار دهیم . از جمعه (۱۹/3/85) تا آخرین روز جام جهانی 2006 آلمان می توانید از طریق سایت عصر فوتبال از اخبار جام جهانی با خبر شوید . 

         www.asrefootball.com  

+ نوشته شده در  85/03/15ساعت 17:4  توسط گیتی  | 

طرفدار تیم ملی دروغین نباشید

بازار جام جهاني در ايران داغ داغ است به خصوص كه اين دفعه ما هم سهمي از اين تورنمنت بزرگ داريم . همه در حال نوشتن و صحبت كردن در مورد تيم ملي هستند . يكي انتقاد مي كنه اون يكي مي گه نه الان وقت حمايت است . خلاصه اينكه اكثر مردم ايران سرشان به جام جهاني گرم است و در تب جام جهاني دارند مي سوزند و كلي هيجان دارند . اما بر خلاف فوتبالدوست هاي ايراني ، من يكي اصلا دنبال اين چيز ها نيستم و هيجان برايم بي معني است . راستش خيلي وقت است كه بي خيال فوتبال ملي شدم . نه روزنامه مي خونم نه نود مي بينيم ونه حتي مي نويسم ( كاري كه عاشقش بودم . ) اگر تلويزيون مصاحبه اي از مسئولان تيم ملي نشان دهد ، سريع خاموشش مي كنم . يادم هست يك زماني تيم ملي ايران از هر چيز تو دنيا برام مهمتر بود ( اين را بدون اغراق گفتم ) اما امروز حتي نمي خواهم اسمي از به اصطلاح سفيد پوشانمان بشنوم . زدن اين حرف برام سخته اما بايد بگم كه حالم از همشون بهم مي خوره . به قول يكي از دوستام به ياس فوتبالي دچار شدم . ياس فوتبالي ؟ اما نه ، دچار هر چي شده باشم ، اين يكي درونم رسوخ نكرده . راستش بعد از حرف دوستم كلي فكر كردم و دليل حالاتم را فهميدم . راستش از فوتبال دارم دوري مي كنم تا شريك خائن ها نباشم ! تا تو بازي كثيفي كه دادكان به راه انداخته ، شركت نكنم . حداقل با اين كارم خيالم راحت است كه حداقل اسير فريب كاري هاي يك مشت احمق كه خودشان را از زحمت كشان فوتبال ايران مي دانند ،‌ نشدم .

در ضمن ، چرا بايد خودم را مثل هزاران نفر ديگر گول بزنم و بگويم نه اين تيم ملي من است و در هر شرايطي بايد حمايتش كنم ؟ پس تعصبم نسبت به ميهنم چه مي شود ؟ آخر كجاي دنيا به تيمي كه ساخته ي چند تا ابله است كه فقط به فكر موقعيت خودشان هستند و در آخر هم تمام كاسه و كوزه ها را سر مردم و مطبوعات مي شكند ، مي گويند تيم ملي ؟! اگر اين تيم ملي است ، پس چرا نظر هيچ يك از هواداران براي مسئولانش اهميتي ندارد و آنها راه خودشان را مي روند ؟! اگر اين تيم ملي ما است ، پس خاك بر سر ما كه اجازه داديم چند تا سود جو آن را به اين روز بياندازند .

اما به نظر من ، اين تيمي كه لباس ملي ما بر تنش است ، تيم ملي ما نيست . متاسفانه عده اي به فوتبال ما خيانت كردند و قصد دارند تيمي را با اين شكل و شمايل به نام ايران به جام جهاني ببرند تا بر قله ي افتخارات دروغينشان ! بايستند و بعد از بازگشت از سفر توريستي آلمان آن را رها كنند و بگويند : " ما تا آنجا كه مي توانستيم پدرش را در آورديم ! اين شما و اين تيم فوتبال مليتان . " بعد هم با تنظيم يك استفا نامه از عرصه فوتبال ، خداحافظي غم انگيزي ! مي كنند و در آخر كميته ي شكست كه چند سالي بيكار است ، دست به كار مي شود تا خرج زن و بچه ي اعضايش در آيد .

من پاي خودم را كشيدم كنار و ترجيح دادم براي مدتي نقش يك بي تعصب را بازي كنم تا اينكه از تيم ملي اي دروغين كه ساخته ي يك مشت خائن است ، حمايت كنم . شما هم  مي توانيد به راهتان ادامه دهيد يا اينكه مثل من منتظر بنشينيد تا گند كاري دادكان و رفقا تمام شود و بعد تيم ملي ايران را از نو بسازيم و اجازه ندهيم ديگر به دست خائن ها بيافتد .

+ نوشته شده در  85/02/21ساعت 23:29  توسط گیتی  | 

دنیزلی می رود اما ....

اينقدر اين چند روزه سرم شلوغ بود كه حتي فرصت نداشتم براي قهرمان نشدن پاس ، ناراحت بشوم اما امشب فرصتي پيدا كردم كه بتوانم در مورد تيم محبوبم بنويسم . راستش خيلي دلم مي خواست پاس قهرمان ليگ بشود چون بسيار زيبا بازي مي كرد حتي از استقلال با آنهمه ستاره اش . دوست داشتم سبز قبايان تهراني جام قهرماني بالاي سر ببرند چون دنيزلي را لايق اين جام مي ديدم و مي خواستم افرادي كه شايستگي هاي مربي ها را با برد و باخت مي سنجند و هيچ كاري هم به طرز تفكرشان ندارند ، بفهمند كه مصطفي دنيزلي چه مربي بزرگي است اما متاسفانه چنين اتفاقي نيافتاد و به نوعي پاسي ها دو دستي جام قهرماني را تقديم قلعه نوعي و شاگردانش كردند .

                                           denizli

نمي گويم كه پسران آبي لياقت قهرماني را نداشتند اتفاقا به نظر من آنها در ليگ امسال خيلي خوب بازي كردند و خود من اكثر بازي هايشان را ديدم اما پاس دو بار راه را براي قهرماني استقلال هموار كرد . اولين بار بعد از حذف تلخشان در جام باشگاه هاي آسيا بود كه به راحتي امتياز از دست دادند و دومين دفعه ، پاس3 امتياز حياتي را كه اگر مي گرفت ، الان قهرمان آبي ها نبودند ،‌ مقابل ذوب آهن و سپاهان از دست داد . بعد از حذف از جام باشگاه هاي آسيا ، طبيعي بود كه پاسي ها از لحاظ روحي افت كنند و نتوانند نتيجه بگيرند اما توجيهي براي دو بازي مسخره شان مقابل اصفهاني ها ، وجود ندارد . خيلي دلم مي خواست بدانم در آن مقطع از زمان چه اتفاقي در پاس افتاد كه جام قهرماني را اينگونه از دست داد البته پژمان راهبر هم در مصاحبه اي با دنيزلي سعي كرد اين را بفهمد اما او هم موفق نشد .( مصاحبه ی راهبر با دنیزلی ) در هر حال ، پاس جام قهرماني را از دست داد و به احتمال زياد دنيزلي ديگر مربي اين تيم نخواهد بود اما ورود اين مربي ترك به ما نشان داد كه در تيم ها ايراني هم مي توان فوتبال خوب ديد و بدون داشتن ستاره هم مي شود هواداران را هيجان زده كرد . فقط كافي است كه يك مربي كاربلد بالاي سر تيم هايمان باشد ، مربي اي مثل دنيزلي كه با پاس كه فقط دو ستاره ( نكونام و عزيزي ) داشت و آن دو را هم از اواسط فصل داد ،‌ تا آخرين لحظه براي قهرماني جنگيد ، فوتبال تماشاگر پسند ارائه داد و بازيكناني مثل منيعي را به فوتبالمان معرفي كرد .

دنيزلي مي رود اما خدا كند كه فوتبالمان از او درس بگيرد .

+ نوشته شده در  85/02/04ساعت 22:53  توسط گیتی  | 

تنه ی چراغپور هم به تنه ی برانکو خورده

ويروسي از اوايل سال گذشته در بين اهالي فوتبال شيوع پيدا كرده است كه روز به روز دارد تلافات بيشتري مي دهد . اين ويروس كاملا ناشناخته است و مثل كزاز يا هپاتيت ، واكسني ندارد اما احتمال داده شده كه ناقل اين بيماري يك شخص كروات بوده است و از اصلي ترين علايم اين ويروس ، توهم است .

اولين بار كه متوجه اين بيماري صعب العلاج ! شديم ، زماني بود كه به نحوه ي بازي تيم ملي فوتبال در مسابقات مقدماتي جام جهاني انتقاد كرديم . هر چقدر با دليل به سرمربي تيم گفتيم كه دروازه بانش مشكل دارد يا سمت چپ خط دفاعي خوب كار نمي كند ، او جواب مي داد كه مشكلي در تيمش نمي بيند و در اصل مشكل از ما است كه هميشه نيمه ي خالي ليوان را مي بينيم . اول فكر كرديم كه با اين حرف ها دارد خودش را توجيه مي كند اما بعد از مدتي متوجه شديم كه مرد كروات در دنياي ديگري سير مي كند و اصلا نمي تواند واقعيت را ببيند ، تمام ضعف هاي تيم ملي را نقاط قوت مي بينيد و در اين اواخر هم كه آنقدر ويروس در بدنش نفوذ كرده است كه فكر مي كند تيم هايي نظير مقدونيه ،‌تايوان ، ‌توگو بهترين حريف تداركاتي براي ايران هستند .  در ابتدا برايمان خيلي سخت بود كه بپذيريم ، مربي اي كه رويش حساب باز كرده بوديم ، بيمار شده است اما فرصت زيادي براي غصه خوردن نداشتيم . بايد به داد تيم ملي كشورمان مي رسيديم كه تحت رهبري مرد كروات بود . بنابراين دست به دامان رئيس فدراسيون شديم غافل از اينكه او هم به اين بيماري مبتلا شده بود . رئيس كه خود روزي از بزرگان فوتبال ايران بوده است ، مرد كروات را در قالب هيتزفيلد و حتي بهتر از آن مي ديد . علاوه بر رئيس و مربي ، بقيه ي اعضاي فدراسيون هم به اين بيماري مبتلا شدند تا جاييكه وقتي مي گفتيم كه مسئولان فدراسيون آرژانتين اعلام كرده اند ،‌بازي با ايران قبل از جام جهاني در برنامه شان نيست ، جواب مي دادند كه نه ،‌ما با آرژانتين بازي خواهيم كرد !

هنگامي كه ديديم كاري از دستمان بر نمي آيد و اين بيماري حتي بعضي از خبرنگاران فوتبال را آلوده كرده است و ترس اينكه خود به اين ويروس آلوده نشويم ، دست از نوشتن برداشتيم تا اينكه متوجه شديم ويروسي كه ناقل آن مربي تيم ملي بوده ، يكي از كارشناسان فوتبال را هم آلوده كرده است . جلال چراغپور در مصاحبه اي با خبرگزاري ايپنا بيان كرد كه با توجه به توليدات و سوابق ايران و مكزيك ، سفيد پوشان كشورمان خواهند توانست از اين تيم آمريكاي جنوبي امتياز بگيرند ! متاسفانه اين ويروس چنان در تمام بدن چراغپور نفوذ كرده است كه اين كارشناس در عالم خودش تصور مي كند تيمي كه در جام كنفدراسيون ها ، برزيل را 1 بر 0 برده و با آرژانتين مساوي كرده است ، از تيم ملي فوتبال ايران ضعيف تر است . چراغپور كه در حال و هواي 8 سال پيش و پيروزي ايران مقابل آمريكا سير مي كند ،‌عقيده دارد تيمي كه در منطقه ي كونكاكاف  بعد از آمريكا قرار دارد ،‌نمي تواند از پس ايران بر آيد و جالب تر اينكه از ديد كارشناس فوتبالمان ، نبايد زياد روي مكزيك مانور داد چون به نظرش آنگولا سخت ترين حريف ايران در جام جهاني است !!!

با اين روندي كه دارد پيش مي رود  معلوم نيست تا شروع بازي هاي جام جهاني آلمان چند نفر از فوتبالي هاي كشورمان به اين ويروس مخرب آلوده شوند و اينطوري كه وضعيت هر بيمار جديد بدتر از قبلي ها است ، احتمال مي رود افرادي كه در آينده آلوده مي شوند ، ادعا كنند كه اهميت بازي هاي جام جهاني در حد بازي با تيم محلات ايران است !

+ نوشته شده در  85/01/24ساعت 17:50  توسط گیتی  | 

جو مسموم پاس

اگر حريف استقلال در سه سال گذشته براي قهرماني ، مانند تيم امسال پاس بود ، آبي ها خيلي راحت تر از آنچه كه فكرش را كنند ، قهرمان مي شدند . سبز قبايان تهراني دارند دو دستي جام قهرماني را تقديم امير خان و شاگردانش مي كنند . آن از باخت مسخره شان به ذوب آهن ، اين هم از مساوي مقابل سپاهان . كاش بازي را تلويزيون نشان مي داد و مي ديدم كه چطور تيم دنيزلي بازي 4 بر 2 برده را با مساوي عوض مي كند . معلوم نيست در اين تيم دارد چه مي گذرد . يك چيز هايي در مورد اختلاف دنيزلي و نصرتي با باشگاه شنيده بودم اما نمي دانم به كجا كشيده شده . آخر ، آجرلو داره چه كار مي كند كه تيم به اين روز افتاده است . اين دو باخت اخير پاس هيچ ربطي به مسائل فني ندارد و هر چي است از اين اختلافات آب مي خورد كه لعنت بر اختلافات كه نفس تيمي چون پاس را مي برد . اي آقاي مدير عامل ! كاش كمي هم به فكر دوستداران تيمت بودي و گرنه نمي گذاشتي كه تيم به اين روز بيافتد ،‌ حتي اگر دنيزلي و نصرتي پايشان را از گليمشان را درازتر كرده بودند .

+ نوشته شده در  85/01/12ساعت 1:14  توسط گیتی  | 

یک هورای بلند به افتخار پاس

درست است که فولاد مانند سال گذشته قدرتمند نیست اما به آن حد هم نرسیده که بتوان با اختلاف گل زیاد شکستش داد . پس وقتی چنین اتفاقی می افتد ، پی به قدرت بالای حریفش می بری . پاس در ورزشگاه دستگردی میزبان فولادی ها بود و آنها را با 7 گل روانه ی اهواز کرد . تلویزیون بازی را نشان نداد اما با توجه به گل های بازی می شود فهمید که سبز قبایان پایتخت به دوران اوجشان نزدیک شده اند و شاید بتوانند قهرمانی را بار دیگر از استقلال بگیرند . قهرمانی ای که بسیاری از هواداران استقلال آن را از آن خود می  دانند و حاضرند سر آن شرط های سنگینی ببندند ( اتفاقا من هم با یکی از این هواداران سر قهرمانی استقلال شرط بسته ام و کلی هم باهاش کل کل می کنم . )

من همیشه اعتقاد دارم که احتمال هیچ چیز صفر نیست اما نمی دانم چرا اغلب دوستداران آبی های تهران شانس قهرمانی تیمشان را 100 درصد می دانند . هر وقت هم در این مورد از آنها سئوال می کنم ، بازی های این فصل استقلال را خاطر نشان می کنند و می گو یند : " کدام تیم در ایران به این زیبایی بازی می کند ؟ " من هم عینکم را بالا می زنم و در جوابشان می گویم : " بابا جان ! قهرمانی که همه اش در تاکتیک و بازیکن خوب خلاصه نمی شود . برای قهرمان شدن باید روحیه ی قهرمانی هم داشته باشید و استقلال این روحیه را ندارد چون اگر داشت ، این قدر امیر قلعه نوعی از دستان پشت پرده حرف نمی زد  . " در ضمن اگر پاس به خاطر چند تا بازیکن (( چلمن )) ، آنطور از جام باشگاه های آسیا حذف نمی شد ، الان تیم دنیزلی به جای ژنرال و شاگردانش در صدر جدول ایستاده بود . حالا هم دوستداران پاس چندان نا امید نباشند ، بعید نیست یاران دنیزلی قهرمان این فصل شوند .

+ نوشته شده در  84/12/13ساعت 19:53  توسط گیتی  | 

نصرتی در مسیر پیشرفت

هر وقت که در بازی سوتی می داد ، بعضی از دوستانم به یاد من می افتادند ! و این شاید به این دلیل  بود که خیلی در بابش کاغذ سیاه کرده بودم . مطمئنم که اگر بازیکن تیم ملی نبود ، اینقدر رویش حساس نبودم اما وقتی که می دیدیم او یکی از یازده مرد برانکو است ، اشتباهاتش برایم غیر قابل تحمل بود . احتمالا تا حالا فهمیده اید که در مورد چه کسی حرف می زنم . در گذشته در مورد محمد نصرتی خیلی نوشتم و این بار هم چنین قصدی دارم ، البته با یک سری تغییرات . این دفعه می خواهم به اندازه ی تمام انتقاداتی که از او کردم ، در وصف خوبی بازی های چند وقت اخیرش بگویم .

نصرتی 1

 از بازی با صبا بود که حرکت رو به جلوی خود را شروع کرد و در بازی با سایپا هم کارش را ادامه داد . البته اولین بار که خودم نصرتی ۲۰۰۶ را دیدیم ، بازی استقلال ـ پاس بود . نمی دانید چه حالی داشتم وقتی می دیدیم دفاع چپ ضعیف تیم ملی در پست جدیدش خود نمایی می کند . نصرتی در پست دفاع پوششی در مقابل با تیم اول لیگ همه کار کرد . اینقدر خوب بازی کرد که اکبرپور و عنایتی نتوانستند حرکت مثبتی را انجام دهند . ( البته نباید بازی خوب شیرزاد و خورج را نادیده گرفت . ) شماره ی ۵ پاس مقابل آبی های تهران بالاتر از آنها اکثر ضربات سر را زد . در ضمن نصرتی قدرت رهبری خودش را هم نشان داد و خیلی دفاع پاس را رهبری کرد . روند رو به رشد نصرتی در بازی با پرسپولیس هم ادامه داشت و او مانند چند بازی گذشته اش خوب کار کرد و یک مهره ی کار ساز برای دنیزلی بود . محمد نصرتی عوض شده است و این غیر قابل انکار است اما فقط امیدوارم که همیشه اینگونه باشد ، چون دیگر علاقه ای ندارم از شماره ی بیست تیم ملی انتقاد کنم .

+ نوشته شده در  84/10/20ساعت 18:22  توسط گیتی  | 

جواد هم رفت

من نمی فهمم که این چه صیغه ای است که تمام بازیکنان خوب ایران باید یکسری هم به لیگ های عربی مخصوصا امارات بزنند ؟ هر چی درست و حسابی داشتیم ، رفت امارات . فرهاد مجیدی ، سامره ، مبعلی و .. . حالا هم که جواد نکونام کوله بارش را بسته و داره می رود الوحده امارات . آخر یکی نیست به این فوتبالیست ها بگوید : " برادر من برای چه داری می روی لیگ عربی . بابا تو  که ارزشت بیش از این حرف هاست . آخر امارات شد هم لیگ ؟ " شاید بگویید از ایران که بهتر است . در ضمن بازیکنان بزرگی هم در آنجا توپ می زنند . اما من در جوابتون می گویم که لیگ امارات شبیه خانه ی سالمندان است . هر کس که به آخر فوتبالش می رسد ، می رود آنجا درآمد زایی . توی آن لیگ مرده ، انگیزه برای بازیکنان وجود ندارد . بعد مگر برانکو را نمی شناسید که حتی زورش می آید تا این شهرستان ها برود و بازی ها را ببیند چه برسد به امارات . مگر مجیدی ، سامره و مبعلی نبودند که از یاد آقا رفتند و هر وقت پرسیدیم که چرا این ها را دعوت نمی کنید ؟ گفت که آماده نیستند !!!

نکونام بعد از اینکه نتوانست برود کایزرسلاترن و بدتر از آن هم پاس از جام باشگاه های آسیا حذف شد ، از لحاظ روحی ریخت به هم . ( البته من این طور فکر می کنم ) اما فکر کرده با رفتن به امارات اوضاعش درست می شود ؟ خب معلوم است که نمی شود و متاسفانه شاید بدتر هم بشود . به نظر من نزدیک جام جهانی ،جواد کار درستی نکرد که رفت امارات . در هر حال من یکی امیدورام شرایط هافبک ارزشمند ایرانی بهتر شود و ما باز هم شاهد حضور قدرتمند او در تیم ملی باشیم .

+ نوشته شده در  84/09/13ساعت 20:0  توسط گیتی  | 

جلسه ی محرمانه

بعد از آن جلسه ی محرمانه که معلوم نشد چرا باید پشت درهای بسته در مورد مسائل تیم ملی صحبت می شد ، کفاشیان گفت : " من در تماس با مردم می بینیم که بیشتر آنها این مربی

( برانکو ) را تایید می کنند ! اما می خواهند تیم ملی با انگیزه و هماهنگی بیشتری بازی کند "

خیلی دلم می خواهد از ایشان بپرسم که آیا مطمئن است با مردم ایران حرف زده است ؟ آیا فکر نمی کند خواب دیده باشد یا اینکه در سفری به کره ی مریخ ، چنین چیزهایی را شنیده باشد؟

من فکر نمی کنم ، مردم ایران به جز تعداد محدودی که از برانکو حمایت می کنند ، طرفدار وی باشند . اصلا دلیل قاتع کننده ای برای تایید کردن مربی کروات وجود ندارد . برانکو در حق مردم ایران چه کاری انجام داد که باید انتظار داشت از او حمایت شود ؟ خواهشا بحث صعود تیم ملی را وسط نکشید . چون در جوابتان می گویم در زمان مایلی کهن و بلازوویچ هم ما در گروهمان دوم شدیم مثل امسال با این تفاوت که از شانس خوش ایران ، دو تیم از هر گروه صعود می کرد . آیا به نظر شماها با این حمایتی که امسال از این تیم شد ، ایران می توانست صعود نکند ؟ اگر هم بگویید که مسایل حاشیه ای را کم کرد ، می گویم که اگر کمک مطبوعاتی که چندان قبولشان ندارم ، نبود  عمرا برانکو از پس آن بر می آمد . پس اصلا بی خیال شوید که برانکو کار خیلی بزرگی انجام داده است . برویم سر اصل مطلب . چرا باید از آدمی دفاع کنیم که برای ماندن در تیم ملی از یک مشت عروسک خیمه شب بازی در کادر فنی استفاده می کند ؟ که این خیانتی بزرگ در حق تیم ملی بود . فکر نمی کنم مردم ایران از شخصی دفاع کنند که بارها و بارها در مصاحبات مطبوعاتی با احمق فرض کردن ما ، حرف های بی پایه و اساسی تحویلمان داد . چرا از این مرد حمایت کنیم که به جرات می توان گفت که با لجبازی هایش سهم بزرگی در به وجود آوردن بحران کنونی تیم ملی ایران داشته است . یا شاید باید از مرد کروات دفاع کنیم و بعد از جام جهانی هم به خاطر ناکام ماندن ایران ، از وی تشکر کنیم ؟ چون هر چه باشد او ما را به جام جهانی آلمان برد ؟ تو را خدا ، بی خیال گذشته ها شوید . چرا با خاطرات زندگی می کنید ؟ آخر از یاد کردن گذشته ( بیش از حد ) چی عایدمان می شود ؟ بابا دنیا دارد برای آینده برنامه ریزی می کند اما ما هنوز در پیچ و خم گذشته گیر کرده ایم . آخر تا کی باید به ما بگویند جهان سومی ؟

راستی یک نکته ی جالب . چند روز پیش آقای عاطف به من گفت : " چرا برانکو در عرض 5 سال حضور در ایران ، فارسی یاد نگرفته است ؟ " تا به حال به این موضوع فکر کرده اید ؟

چند روز پیش یک کیوون زورگیر متمدن دیدم . سوار تاکسی بودم . یک آقایی هم سوار شد که جلو نشست . کرایه ی مسافر می شد ؛ 100 تومان اما راننده از او 200 تومان گرفت . حتما به خاطر اینکه جلو نمی تواند یک نفر دیگر سوار کند ، پولش را از مسافر گرفت . راننده هم درشت اندام و با سبیل های کلفت بود . بیچاره آقاهه از ترسش گفت : " چشم ! "

عجب صبری خدا دارد ! / اگر من جای او بودم / همان یک لحظه ی اول / که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان / جهان را با همه زیبایی و زشتی / بروی یکدیگر ویرانه می کردم / عجب صبری خدا دارد / اگر من جای او بودم / که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم / نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم / بر لب پیمانه می کردم / عجب صبری خدا دارد / اگر من جای او بودم / که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین / زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم / عجب صبری خدا دارد / اگر من جای او بودم / که می دیدم مشوش عارف و عامی ، زبرق / فتنه ی این علم عالم سوز مردم کش / بجز اندیشه و وفا ، معدوم هر فکری / در این دنیای پر افسانه می کردم / عجب صبری خدا دارد / چرا من جای او باشم ؛ / همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای / این مخلوق را دارد / و گرنه من به جای او چو بودم / یک نفس کی عادلانه سازشی / با جاهل و فرزانه می کردم / عجب صبری خدا دارد ، عجب صبری خدا دارد !

(( معینی کرمانشاهی ))

+ نوشته شده در  84/09/07ساعت 21:3  توسط گیتی  | 

سلام

از آنجایی که می دانم دلتان برای نوشته های من تنگ شده است ، دو - سه خطی می نویسم تا نگویید که گیتی بلد نبود بنویسد !

وقتی که پرسپولیس ، 4 بر 1 بازی اش را برد ، به یکی از دوستانم sms زدم و گفتم : " پروین الان روی ابرها دارد سر می کند " جوابم را داد و گفت : " دلخوشی بچگانه " و چقدر راست گفت .

خوب است دیگر با این برد سلطان و رفقا تا چند هفته ، سر به بالا با کمی چاشنی غرور می گویند که ندید چطور تو آزادی کولاک کردید ؟! حالا هی بیایید از ما ایراد بگیرید !

یک چیزی . اگر پروین و یارانش توانستند مقابل پاس درست و حسابی بازی کنند ، آن وقت است که می توان گفت که یکم رو آمدند ، در غیر این صورت معلوم است که هنوز همان تیم بی خاصیت هستند .

دیشب که بازی ترکیه و سوئیس را نشان می داد ، من و برادرم چنان جو گرفته بودیم که گویی تیم ملی ایران بازی دارد . دلمان می خواست ترکیه در جام جهانی باشد . از آن انگیزه ی بالایشان واقعا لذت برده بودیم ، اما حیف که آن گل را خوردند و کار تمام شد . به نظرم ترکیه بازی های جذاب تری را به نمایش می گذارد تا سوئیس . اما خیلی خوشحال شدم که چک ها برای اولین بار به جام جهانی صعود کردند . واقعا امیدوارم که ندود هم در آلمان باشد . خیلی بازیش را دوست دارم . به نظرم یک بازیکن تمام عیار است . و چقدر لذت بخش بود که بحرینی ها در حسرت آلمان سوختند ، حقشان بود . و در آخر اینکه اسپانیا را عشق است . طرفدار دو آتیشه این تیم نیستم ، اما خیلی سبک بازیشان را دوست دارم . اگر به جام جهانی صعود نمی کردند ، حالم خیلی گرفته می شد .

از جام جهانی گفتم ، یاد ایران افتادم . خدایی ،دیگر نمی دانم چی بگویم ؟ حسابی قاطی کردم . نسبت به اسم تیم ملی آلرژی پیدا کردم . اصلا یاد برانکو و دادکان می افتم ، هنگ می کنم .آخر این دو ، چه موجوداتی بودند که به جان تیم ملی افتادند ؟! تا ایران را تو آلمان ضایع نکنند ، بی خیال نمی شوند . هیچ رقمه هم نمی شود از تیم ملی دورشان کرد . تنها امیدمان علی آبادی بود ، که اون هم فکر نکنم چیزی از فوتبال حالیش شود ، و برایش هم مهم نیست که چه دارد بر سر تیم ملی می آید . عادل خان هم که زده یک کانال دیگر . چه حرف های جالبی می زد . بیایید، دوباره دور هم جمع شویم و برای اوضاع تیم ملی فکری کنیم ! یکی نیست بگه ؛ برادر خوب من ، انگار خوابی ؟ این حرف ها چیست که می زنی ؟ آقاجان اوضاع بدتر از این حرف هاست . آخر صلح کردن با یک مربی و کادری که حرفی برای گفتن ندارند ، به چه درد می خورد ؟ باور کنید که برانکو دیگر چیز جدیدی برای ایران ندارد .

حالا جالب که مربیان وطنی آمدند و از این وضعیت سوء استفاده کردند و می خواهند خودشان را به تیم ملی تحمیل کنند . تکلیف مربیان وطنی کاملا روشن است . آنها اگر سواد داشتند ، که اوضاع فوتبالمان بهتر از این بود .

در آخر هم یک دعا می کنم و سپس شعری از فروغ برایتان می نویسم .

امیدوارم که در سال آینده ، شرایط به گونه ای رقم نخورد که بخواهند کمیته ی شکست تشکیل دهند ! الهی آمین .

بیش از اینها ، آه ، آری

بیش از اینها می توان خاموش ماند

می توان ساعات طولانی

با نگاهی چون نگاه مردگان ، ثابت

خیره شد در دود یک سیگار

خیره شد در شکل یک فنجان

در گلی بیرنگ بر قالی

در خطی موهوم بر دیوار

می توان با پنجه های خشک

پرده را یکسو کشید و دید

در میان کوچه باران تند می بارد

کودکی با بادبادکهای رنگینش

ایستاده زیر یک طاقی

گاری فرسوده ای میدان خالی را

با شتابی پر هیاهو ترک می گوید

می توان بر جای باقی ماند

در کنار پرده ، اما کور ، اما کر

می توان فریاد زد

با صدائی سخت کاذب ، سخت بیگانه

(( دوست می دارم ))

می توان با زیرکی تحقیر کرد

هر معمای شگفتی را

می توان تنها به حل جدولی پرداخت

می توان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت

پاسخی بیهوده ، آری پنج یا شش حرف

می توان یک عمر زانو زد

با سری افکنده ، در پای ضریحی سرد

می توان در گور مجهولی خدا را دید

می توان با سکه ای ناچیز ایمان یافت

می توان در حجره های مسجدی پوسید

چون زیارتنامه خوانی پیر

می توان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب

حاصلی پیوسته یکسان داشت

می توان چشم ترا در پیله ی قهرش

دکمه ی بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت

می توان چون آب در گودال خود خشکید

می توان زیبایی یک لحظه را با شرم

مثل یک عکس سیاه مضحک فوری

در ته صندوق مخفی کرد

می توان در قاب خالی مانده ی یک روز

نقش یک محکوم ، یا مغلوب ، یا مصلوب را آویخت

می توان با صورتک ها رخنه ی دیوار را پوشاند

می توان با نقش هایی پوچ تر آمیخت

می توان همچون عروسک های کوکی بود

با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید

می توان در جعبه ای ماهوت

با تنی انباشته از کاه

سالها در لا به لای تور و پولک خفت

می توان با هر فشار هرزه ی دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

" آه ، من بسیار خوشبختم "

+ نوشته شده در  84/08/26ساعت 19:36  توسط گیتی  | 

دادکان باید برود

امروز که از کلاس آمدم ، دیدیم دادکان تو خبر ورزشی شبکه ی 3 داره حرف می زند . فقط توانستم 1 الی 2 دقیقه از صحبت هایش را تحمل کنم ، بعدش با عصبانیت تلویزیون را خاموش کردم . از عصابیت داشتم دیوانه می شدم . آقا بعد از افتضاحی که تیم ملی جلوی مقدونیه به بار آورد ، با قیافه ای حق به جانب چه حرف هایی که نزد . دادکان می گفت که نظر افرادی مثل جلال چراغپور را قبول دارد و برایش مهم نیست که مردم چه می گویند ؟! وقتی که رئیس فدراسیون فوتبال چنین حرف بزند ، چه توقعی از برانکو می توان داشت ؟ نمی دانم که دیگر چه بگویم ؟ اصلا مغزم دیگر کار نمی کند . اصلا نمی دانم عصبانی باشم یا خوشحال باشم ؟ اصلا باید افسوس خورد یا نه ولی یک چیز را خوب می دانم برای اینکه تیم ملی جان تازه ای بگیرد ، اول باید از دادکان شروع کرد . به نظرم اولین کسی که باید از فوتبال ملی ما کنار برود اوست . او که سطح فهم و شعورش در همین حد است که چنین صحیت هایی می کند ، توانایی ندارد که بر مسند فوتبال ملی ما بنشیند یا بهتر است که بگویم لیاقت ندارد . و در این بین ، تنها کسی می تواند به داد ما برسد ، علی آبادی ، رئیس سازمان تربیت بدنی است . چون تنها او قدرت دارد که دادکان را از کار برکنار کند . و این کار باید هر چه زودتر انجام شود ، چون فکر می کنم به اندازه ی کافی به ایرانیان توهین شده است .
+ نوشته شده در  84/08/22ساعت 20:50  توسط گیتی  | 

پروین دیگر مردانگی هم ندارد !

به نظر من پروین دیگر ادعای لوتی گری  و مرام نکند چو ن بعد از دربی نشان داد که چقدر ... است . درست است که مهرزاد معدنچی توپ را لو داد و سر همان صحنه پرسپولیس گل خورد ولی آیا باختن پرسپولیس تقصیر او بوده است که پروین باخت پرسپولیس را به گردن او انداخت؟! این جا است که فرق مربیان بزرگ با آنهایی که از سرمربیگری فقط داد و بیدادش را یاد گرفته اند معلوم می شود . مگر محمد نصرتی نبود که در دو تا بازی پاس تو یک چهارم نهایی سوتی داد و تمام معادلات دنیزلی را بهم ریخت اما مربی ترک تبار هیچ چیز در مورد دفاعش نگفت . با اینکه همه می دانستند اگر چند بازیکن پاس سوتی نمی دادند شاید الان به جای الاتحاد قهرمان شده بود . اما دنیزلی بر خلاف بعضی ها مرد بود و از بازیکن تیمش دفاع  کرد .

حرف از نصرتی شد او قول داده که تو تورنمت ایرانول جبران کنه اما کاش به این فکر نمی افتاد چون روی نحوه ی بازی کردنش حساس می شود و اشتباهات بدتری می کند ای کاش فقط محمد نصرتی سعی می کرد خودش باشد مثل گذشته .

از نصرتی گفتیم یاد تیم ملی افتادیم . اصلا حس خوبی نسبت به شرایط سفید پوشانمان ندارم . نه تنها اوضاع بهتر نشده است بلکه بدتر هم شده . آن از تیم های که دعوت شدند و اون هم از برنامه ی بازی ها . برانکو هنوز هم به فکر نتیجه گرفتن تا سنجیدنش تیمش . بازی اول افتاد با تیم دوم مقدونیه که صد در صد به فینال برویم اما هیچ فکر نکردیم که در این شرایط بازی با یکی از دو تیم توگو و پاراگوئه را از دست می دهیم . اما می دانید جالب تر از این چی می شه ؟ اینکه ایران به مقدونیه ببازه!


 اصلا اهل سیاست نیستم و راستش چیزی هم حالیم نمی شود اما بگذارید یک چیز بگویم البته با اجازه دوستانی که خیلی بیشتر از من می دانند . دلم بسیار برای گنجی می سوزد نه به خاطر اینکه تو زندان است نه واسه این دلم می سوزد که همه منتظرند تا اتفاقی واسش بیافته و بعد مرثیه ها برایش بسرایند .( البته من اینطور فکر می کنم ) روی این هم کلیک کنید . مسعود بهنود در مورد گنجی نوشته است .  


به عنوان حسن ختام هم یک شعر از حافظ برایتان می نویسم .

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم                           از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم            

رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم                                  تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

سبزه ی خط تو دیدم و ز بستان بهشت                             به طلبکاری این مهر گیاه آمده ایم

با چنین گنج که شد خازن او روح امین                               به گدایی به در خانه ی شاه آمده ایم

لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست                              که در این بحر کرم غرق گناه آمده ایم

آبرو می رود ای ابر خطا پوش ببار                                      که به دیوان عمل نامه سایه آمده ایم

حافظ این خرقه ی پشمینه بیانداز که ما                             از پی قافله با آتش آه آمده ایم

+ نوشته شده در  84/08/18ساعت 13:35  توسط گیتی  | 

دوباره آمدم

سلام عرض شد

چه همه جوگیر این دربی سرخابی ها شدند؟ هر جا می ری حرف از بازی استقلال - پرسپولیس است . حالا اگر بازی هاشون قشیگ از آب در می آمد یک چیزی اما این دو تیم وقتی به هم می رسند خیلی بد بازی می کنند البته امیدوارم جمعه بازی خوبی را ببینیم . من فکر می کنم استقلال بازی را ۲ بر ۱ ببرد و امیدوار هم که چنین شود . چون اگر پرسپولیس ببرد زبان سلطان دراز بود دراز تر هم می شود . البته اگر پسران آبی بازی خودشون را انجام بدهند برنده می شوند .


 می بینیم که برادر برانکو را هو کردند . در آن لحظه بود که من دلم خنک شد . درست است که هواداران کار زشتی انجام دادند اما برانکو حقش بود تا یادش باشه دیگه تو مصاحبات مطبوعاتی خزعبلات تحویل مردم ندهد . برای بازی های چهار جانبه هم که رومانی نمی آید و علتش دوری راه و مسایل سیاسی بیان شده است ! در هر حال با توجه به وضعیت تیم ملی فکر کنم برانکو باید کم کم چمدانهایش را ببندد چون این دفعه مردم از دستش شاکی هستند .
 از آنجایی که شما دوستان از نوشتن غیر فوتبالی من حمایت کردید . باز هم برایتان از خودم حرف در می کنم . راستش برای گرفتن گزارشی به سندیکا راننده ها ی اتوبوس رفته بودم . وقتی که وارد محل مورد نظر شدم شاداب بودم اما هنگام بیرون آمدن افسردگی در من رخنه کرده بود . وقتی که فهمیدم حقوقشان بدون احتساب کسریات دویست هزار تومان در ماه است ( البته این مال با سابقه ها بود ! ) یا اینکه راننده ای برای دادن پول پیش خانه ای در اطراف کرج کلیه اش را فروخته حالم بد شد . وقتی یکی از راننده ها ی اتوبوس می گفت برای مردم تهران این همه کار می کنیم اما برای خانواده ی خود هیچ کاره ایم و یا وقتی فهمیدم حتی این حق را ندارند برای خود انجمنی داشته باشند ( این انجمنی که دارند با زور و دعوا نگهش داشته اند ) و باید از شورا که از شرکت واحد است اطاعت کنند اعصابم به هم ریخت . راننده ها ی اتوبوس می گفتند که تا پیش از این چون از قانون های کار اطلاعی نداشته اند سرشان بسیار کلاه رفته است اما الان با همت هم دارند با قانون ها آشنا می شوند تا بتوانند از حقشون دفاع کنند . 

در هر حال امیدوارم یکی به داد کاگران ایرانی برسد که حقشون دارد ضایع می شود .


 در آخر هم روی این کلیک کنید .متن زیبایی است .

+ نوشته شده در  84/08/11ساعت 13:17  توسط گیتی  | 

؟

فکر کنم تمام مشکلات پرسپولیس سر بازی با برق تمام شده بود . اگر می پرسید چرا ؟ می گویم که چون بردند ! آخر مگر یادتان نیست سلطان علت نبردن سرخ پوشان را نداشتن پول عنوان کرد و به قول خودش بچه ها روحیه ندارند  پس با یک دو دو تا چهار تا کردن به این نتیجه می رسیم که بازیکنان پرسپولیس روحیه ی خود را بازیافتند !!! به هر حال امیدواریم روحیه اشان تا بازی بعدی حفظ شه.

اما خودمانیم واقعا پروین فکر کرده ما نادانیم ؟ که از این خزعبلات تحویل ما می دهد ؟!

چقدر دلم برای استقلالی ها سوخت . حقشون واقعا برد بود. خیلی خوب بازی کردند اما اون داور بی خاصیت باعث شد تا آبی های پایتخت به حقشون نرسن. تو همچین بازی های بسته ای فقط یک اشتباه داور می تونه نتیجه را تغییر بده چه برسه به این داور که نیمه اول پر از اشتباه بود . یک نکته دیگه هم هست که چطور رضا غیاثی اشتباهات داور بازی را پذیرفت البته اگر رد می کرد خیلی تابلو بود. اما می دانید چیه . تا وقتی کسانی مثل غیاثی بر مسند کمیته ی داوران هستند از داوران نمی توان انتظاری داشت . این غیاثی رسما قاطیه .


 یکی از دوستانم بهم پیشنهاد کرد که همش از فوتبال ننویسم . من هم به احترام حرفش از این به بعد فقط از فوتبال نمی نویسم .

نمی دانم که سریال (( او یک فرشته بود )) را می بینید یا نه ؟ من هم اولش نگاه نمی کردم اما از وقتی که موضوعش را فهمیدم جریانش را دنبال می کنم . جریان این فیلم این است که شیطان در غالب یک دختر به زندگی یک مرد که زن و بچه دارد وارد شده و باعث شده است که این آقا بی خیال از همه چیز پی هوسش بره و بخواهد با دختره ازدواج کنه .

اگر با خودمان صادق باشیم و به اطرافمون خوب نگاه کنیم زن و مرد های بسیاری را می بینیم که بعد از ازدواجشون با یک نفر ، به نفر دیگری علاقمند می شوند و در مورد آقایان اغلب ازدواج مجدد می کنند و خانم ها بنابر محدودیت هایشان با عشق پنهانشان به زندگی خود ادامه می دهند . به نظر من اگر دختر و پسر ها بر اساس عشق آتشین یک دفعه ای خود ازدواج نکنند یا اینکه بر طبق روش های سنتی ازداوج نکنند ، کم تر این مشکلات پیش می آید . آگر انسان ها با صبر و آگاهی با فرد مناسب حالشان ازدواج می کردند ، اوضاع بهتر از این بود . باور کنید!

+ نوشته شده در  84/08/01ساعت 21:1  توسط گیتی  | 

همه ی اعضا با قیافه ای مبهوت  به دوربین نگاه می کنند و می گویند که نمی دانند چه شده است . یکیشون قسم می خورد که هم تیمی هایش از جون مایه می گذارند ، اما نمی فهمند که چرا اینگونه بازی می کنند ؟! یکی دیگر هم ، مردم را به دیدن تمریناتشان دعوت می کند تا ببینند که در تمرین چقدر خوب کار می کنند !

این دوشنبه ، برنامه ی 90 حال و هوای دیگری داشت . هیچ گاه تا به حال چنین گزارش طولانی ای را در این برنامه ندیده بودیم . دوربین 90 اول به سراغ سه تن از قدیمی های پرسپولیس رفت . بهروز رهبری فر با قیافه ای متعجب ، اظهار بی اطلاعی می کرد . علیرضا انصاریان یار غار پروین گفت که مشکل از علی آقا و کادر نیست و به اعتقادش تیم خوب کار می کند ! حامد کاویانپور ، منصفانه تر از بقیه حرف زد . او پذیرفت که تیم حریف خیلی بهتر از پرسپولیس کار کرده است . اما نفر اصلی هنوز مانده بود . علی پروین ، مربی ای که زیاد عادت ندارد پاسخگوی باخت تیمش باشد این بار بعد از مساوی با ذوب آهن ، با چشمانی قرمز! به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد . هر سئوالی که پرسیده می شد به مسائل مالی ربط می داد . می گفت که بازیکنان خیلی وقت است که پول نگرفته اند ، روحیه ندارند . مثلا همین معدنچی پدرش مریض است یا سهراب ، مادرش تومور مغزی دارد . جواد کاظمیان پول نداشت ، نتوانست خانه بخرد ؛ حالا مجبور است اجاره بدهد . این بچه ها اصلا روحیه ندارد که بازی کند !

بر خلاف بازیکنان پرسپولیس که این قدر از وضعیت موجود متعجب هستند ؛ ما اصلا تعجبی نمی کنیم چون خیلی وقت پیش ، چنین روزهایی را پیش بینی کردیم . از وقتی که پروین و دار و دسته اش با سپری به نام سوبل هدایت پرسپولیس را بر عهد گرفتند ؛ منتظر چنین روزهایی بودیم .البته آن موقع شرایط پرسپولیس اینقدر وخیم نشده بود . آن روزها هم معلوم بود که این گروه حرفی برای گفتن ندارند . فصل پیش ، از تک تک مسابقات پرسپولیس می شد فهمید که سلطان دیگر نمی تواند . دیگر توانایی ندارد که به همراه پرسپولیس ، آقایی کند . همان روزها دریافتیم که عمر تفکرات پروینی به پایان رسیده است اما علی پروین مانند همتای کرواتش نخواست بپذیرد که تمام شده است . و این نخواستن بود که کار دستمان داد .

و اما در مورد مسئله ی پول که دست مایه ای شده است برای توجیه همه چیز ؛ به صحبت های مجری نود بسنده می کنیم . فردوسی پور می گفت که این بازیکنان که همیشه ادعا می کنند عاشق پرسپولیس هستند و شب ها خواب قرمز می بینند ! آیا نمی توانستند این چند بازی را به عشق باشگاه بازی کنند ؟! از این جا است که معلوم می شود یا عشقشان پوشالی است یا اینکه از فرط استیصال ، مشکل مالی را وسط کشیده اند !!!

در آخر هم باید این نکته را اضافه کنیم که به رغم  اعتقاد بسیاری که مریضی پرپسولیس را صعب العلاج می دانند ؛ مشکل تیم سرخ پوش پایتخت ، اصلا و ابدا لاینحل نیست . بلکه فقط کافی است عوامل بیماری زا را از تیم دور کنیم و سپس با چند قرص و آمپول تقویت کننده ، تیم را به حالت برگردانیم .

+ نوشته شده در  84/07/27ساعت 21:45  توسط گیتی  | 

سرخابی

می بینم که برانکو لیست تیم ملی را اعلام کرد و در آن اثری از عنایتی دیده نمی شود . من خودم اصلا از این بازیکن خوشم نمی یاد اما باید قبول کرد واقعا خوب گل می زند و حقش بود حداقل تو لیست باشه . در هر حال امیدوارم شایسته ها تو تیم ملی باشند نه سفارش شده ها ! از عنایتی گفتم یاد استقلال افتادم . شاگردان امیر خان این روز هاخیلی خوب بازی می کنند مخصوصا زوج خط حمله اش . سیاوش اکبرپور و رضا عنایتی خیلی هماهنگ هستند . شاید بتوان گفت کامل ترین زوج خط حمله ای است که من در لیگ فوتبال ایران دیده ام . قدرت ـ سرعت ـ تکنیک ـ جاگیری مناسب ـ تبحر در هد زدن ـ شناختن چارچوب دروازه  همه ی اینها تو این زوج خلاصه می شه . ژنرال با این خط حملش امسال قهرمان نشه دیگه خیلی بی عرضه است .

آخه، بیچاره سلطان ! چرا اینجوری شد ؟! واقعا می گن این دنیا نامرد  راست می گن . نگاه این بیچاره ی ۵۹ ساله را به چه روز انداختن . او که از زندگیش گذاشت که تیم درست شه . حالا نگاه کن چه جوری باهاش رفتار می کنند ؟ آخه به او چه که بازیکناش بی غیرتند ؟ به او چه تیمش شانس نداره ؟ شاید همش تقصیر این خطیب باشه . خدا عالمه . در هر حال مشکل از هر کی باشه از سلطان دوست داستنی ما نیست !!! من می دونم هیچ کی لیاقت پروین را ندارد . اصلا عقلشون نمی رسه این مرد خود فوتباله . فقط بلدن ازش ایراد  بگیرن . اونم کی؟ یه مشت بی سواد . لعنت به دنیای توپ گرد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  84/07/13ساعت 11:4  توسط گیتی  | 

قرمز رنگ عشقه!

دیشب تا تونستم به خودم بد و بیراه گفتم که عصر جمعه ام را سر دیدن بازی سرخابی ها خراب کردم . حالا خوب این دو تیم مخصوصا پرسپولیس سابقشون هم خراب است و باز من نشستم پای بازیشون . اگر یکم عاقل بودم به جای اینکه فوتبال ببینم می رفتم سینما . ( هنوز فیلم های خیلی دور  خیلی نزدیک و بیدمجنون را ندیده ام )

یادم می آید پارسال هر وقت از قرمز ها در مورد نتیجه نگرفتن پرسپولیس سئوال می شد در جواب می گفتند ای بابا تو فصل نقل و انتقالات نتونستیم خوب یارگیری کنیم چون بی پول بودیم ! بعدش پی همین جمله را می گرفتند و بحث را عوض می کردند !!! امسال که بازیکنان خوبی گرفتن می خوام ببیم چی می گن؟ البته اون پروینی که ما می شناسیم یه جوری قضیه رو می پیچونه مثلا می گه آقا بچه ها ۶ ماه حقوق نگرفتن واسه همین روحیه ندارن بازی کنند .

واقعا  پرسپولیس چه جوری اونجوری بازی کرد که شموشک نوشهر تیم به اون  ..... تو زمین حرفی واسه گفتن داشت ؟!  در مورد بازی شموشک و پرسپولیس همین را می تونم بگم که در حد لیگ دو بود و شاید هم پایین تر .

این عمو قلعه نویی هم با این تیمش . آخه چرا اینقدر عجله داشتند ؟! فکراشون هم درست و حسابی کار نمی کرد . این چه طرز بازی کردنه ؟ جالب اینجاست که بروبچ آبی چنان از روی شکم سیری زیر توپ می زدنند انگار ۴-۵ گل جلو هستند و دیگه توپ های آخر بی خیال .

بیچاره شاهین خیری! چقدر ضایع شد . درست بد بازی کرد ولی دیگه آبروشو بردن . هواداران آبی لهش کردن . ای بابا !

+ نوشته شده در  84/07/02ساعت 10:47  توسط گیتی  | 

چی بگم ؟!

می دونید چیه ؟ دلم واسه طرفداران پاس می سوزه. چقدر خوش خیال بودیم که با دنیزلی قهرمان باشگاه آسیا می شیم و بعد می ریم واسه باشگاه های جهان !!! دنیزلی رو بگو چقدر با این تیم کار کرد بعد اون وقت چند تا بازیکن بی خاصیت که سردستشون نصرتیه تیم رو به باد فنا می دن . هی می خوام از این بازیکن ننویسم . عصاب من یکی را داغون کرده . بابا این بازیکن اصلا اصلاح پذیر نیست البته شاید بگین حالا همین دو تا بازی سوتی داده . من جواب می دم پاس هم سر همین دو تا بازی صعود نکرد . نمی گم مساوی پاس تو ایران همش تقصیر محمد نصرتی همون کاری را با پاس کرد که مهدی رحمتی با سپاهان جلوی همین العین کرد .

چقدر درد داره تیمی که از هر لحاظ شایسته ی قهرمانی از دور حذف بشه . دوست ضد پاس نگید که اگر شایسته بود پس چرا حذف شد چون اون موقعه می گم برید بازی رو ببینید که چه جوری روی اشتباهات فردی باختیم .

برو بچ پاسی که خوب جواب زحمت های دنیزلی رو دادن . تیم ملی بی لیاقت ما هم که قطبی را از دست داد  کلا درک نمی کنه دنیزلی چه مربیه بزرگیه و با عروسک های خیمه شب بازیش مشغوله . با این حساب من جای دنیزلی بودم می رفتم مربی یکی از تیم های حاضر در جام جهانی می شدم .

راستی اخبار شبکه ۳ گفت که برانکو به خبرگزاری فرانسه گفته در برنامه ی ایران بازی با هلند و برزیل قرار دارد . کاش یکی بود می گفت برادر من اول برو سوتی های تیمتو برطرف کن بازی با این تیم ها پیشکشت .

خیلی عصابانیم بنابراین فکر کنم بهتر دیگه ادامه ندم . ما بریم تا بعد ببنیم این فوتبال بی در و پیکر ایران چه خواهد کرد .

یا علی

+ نوشته شده در  84/06/30ساعت 20:57  توسط گیتی  | 

مگر نصرتی می ذاره؟!

برخی از دوستان فکر می کنند من خصومت شخصی با محمد نصرتی دارم که ازش انتقاد می کنم یا اینکه به علت کمبود سوژه در مورد او می نویسم . باید بگویم خدا را شکر سوژه تو فوتبال ایران فراوان فقط کافی یک نگاه بندازی . بعدشم باور کنید خودم هم دیگه حوصله ندارم در مورد نصرتی بنویسم . اگر این مورد هم دارم می گم بذارید به حساب درد و دل .

پاس با یک برنامه ی سنجیده به مصاف العین رفت تا پیروز از میدان بیاد بیرون . اما ببین چطور اشتباه دو بازیکن همه چیز را به هم میریزه . بابا پاس داشت به اون خوبی بازی می کرد . بعد یک دفعه جناب نصرتی تصمیم می گیره بزن تو گل خودشون ! محصص می گه گلی که خوردیم تنها تقصیر نصرتی نبود دفاع نباید اجازه ی سانتر می داد . حرف آقا محصص درست اما یکی بگه توپ ارسالی چقدر موج داشت که نصرتی با مشکل مواجه شه؟! یا اصلا بازیکنی نزدیک این بازیکن نبود که بگیم هول شده . این حرکت بازیکن چه جوری توجیه کنیم . محمد نصرتی دو اشتباه فاحش تو این رقابت ها داشت .یکی بازی با الریان قطر یکی هم همین بازی با العین . به خدا برای یک مدافع ملی این سوتی ها خیلی زشت . اگر بد می گم بگین بد می گم .

اونم از رودباریان که گند زد به هر چی بازیه . توپ را ژاس می ده به بازیکن عرب بعدش واسه جبران کردن این سوتی خارج از محوطه ی جریمه توپ را با دست می گیره . خدایی خیلی شانس آورد که داور ازبک با پاس بود و گرنه الان پاس در عین شایستگی به العین باخته بود.

در آخر هم بگذارید از مصطفی دنیزلی بگم  که با اومدنش پاس متحول شد . درسته که زمان جلالی هم پاس خوب کار می کرد اما به نظر من دنیزلی یه چیز دیگه است . الان هر تیمی بود سر این دو تا شوک روحیه خودشو باخته بود و بازی را واگذار می کرد اما تیم دنیزلی تا آخر مثل مرد ایستاد واقعا آفرین به شیر مردان پاس و مربی متفکرشون.

یک نکته دیگه هم بگم می رم . دقت کردین جواد نکونام چه می کنه؟ خدایی این بازیکن خیلی خوب بازی می کنه . من یکی از بازیش لذت می برم . دنیزلی حق داشت جواد را به آلمانی ها نده که اگر جواد می رفت خط هافبک پاس با خلا بزرگی مواجه می شد . ای ول جواد

 

+ نوشته شده در  84/06/24ساعت 19:30  توسط گیتی  | 

پاس

دومین هفته از لیگ برتر هم تمام شد . پاس تو بازی استقلال نشان داد چه تیمی بزرگی است و آبی ها هم فهمیدند برای بزرگ شدن نیاز به کار بیشتر دارند. به نظر من پاس کامل ترین تیم لیگ است . تو این تیم فوق ستاره وجود نداره اما به مدد تفکرات دنیزلی عالی بازی می کنند. اصلا نمی شه نصرتی بازی پاس و استقلال را با نصرتی تیم ملی مقایسه کرد . من یکی امیدوارم محمد نصرتی همیشه مثل بازی پاس و استقلال بازی کنه تا خیالمون یکم راحت شه . چه می کنه این جواد نکونام . بی خودنیست من طرفدارشم . خدایی آخر بازیکن . هیچی کم نداره .یک فرمانده ی کامل . با این اوصاف پاس با دنیزلی خوش فکر می تونه تو جام باشگاه های آسیا غوغا کنه .

پرسپولیس هم اینقدر بد بازی کرد که صدای هوادارانشو در آورد. آخه این چه بازی ای که تک موقعیت خطرناکش از پرتاپ علیزاده ناشی می شه ؟! واقعا علی پروین ب این تیم آبکیش خجالت نمی کشه ؟ ما تا کی باید منتظر بشینیم تا بساط لودگیشون جمع کنند .

+ نوشته شده در  84/06/21ساعت 16:35  توسط گیتی  | 

این هم از لیگ جدید

بازی های اولین هفته ی لیگ پنجم در نوع خودش جالب توجه بود . در اولین بازی کسی فکر نمی کرد فولاد به استقلال اهواز ببازه اما باخت . بعد از این باخت روزنامه های خیلی انتقاد کردند و چنان جلوه دادند که انگار اتفاق نادری افتاده است . به نظر من این رسمش نیست. نباید با فولاد اینجوری برخورد کرد. اگر تا پیش از این فولاد یک مشکل داشت با رفتار ما مشکلاتش بیشتر شد. داریم الکی الکی یک تیم تو حاشیه می بریم نباید. اینکا رو کنیم .باید حمایت کنیم. فولادی ها الان فقط نیازمند حمایتند همین و بس . بعد با یک بازی هیچی معلوم نمی شه.

از بازی پرسپولیس و فجر هم که بسی لذت بردیم. عجب تیمی بود پرسپولیس - البته به گفته ی بالا نباید زود قضاوت کرد - در هر حال بازی بسیار خسته کننده ای بود و غلامحسین پیروانی بسی حرص خورد .

می بینیم که امیر خان تیمشو واسه قهرمانی بسته. خدایی بازی صبا و استقلال چقدر قشنگ بود . من که حذشو بردم . چه کردند نیکبخت سیاوش اکبرپور و عنایتی . نیکی اومده تا نیم فصلی رو که نبوده جبران کنه. البته یک کار اشتباه که نیکی کرد این بود که از تعویضش شاکی شد .نباید ساق بندشو ژرت می کرد . باید حواسش جمع باشه ژنرال شوخی بردار نیست . فکر کنم یادش رفته امیر خان با سامره چه کرد . یک نکته ی جالب هم گرفتن پنالتی دایی توسط طالب لو بود . بعضی از این روزنامه نگاران بی منطق از بازی صبا و استقلال استفاده کرده بودند و عنایتی را با دایی مقایسه کرده بودند . گفته بودند آره عنایتی که این همه تو بازی دوید ۲ تا گل هم زد باید اش رو نیمکت باشه ولی دایی که هیچ کار نکرد و حتی پنالتی هم را هم گل نکرد باید فیکس باشه(ایران ورزشی- شنبه - نویسنده : سیاوش باقی). منم قبول دارم دایی افت کرده ولی دیگه اینجوری مقایسه کردن آخر بی انصافیه.

+ نوشته شده در  84/06/14ساعت 20:39  توسط گیتی  | 

همه را به یک چشم نبینید

آقای احسان ( که ایشان را به خاطر ندارم و ای کاش سر نخی از خود به جای می گذاشتند ) و آقای آذرانفر در مورد مطلب گذشته من نظراتی داده بودند. از این رو بد ندیدیم من هم نکاتی را در این مورد ذکر کنم.

برانکو و دادکان نگفته اند که با مطبوعات زرد کاری ندارند بلکه اظهار کرده بودند کلا با مطبوعات ایران کاری ندارند و از این بابت هم خوشحال بودند. برانکو گفته بود که با چند تن از دوستان خارجی اش در مورد ایران مشور می کند و این نکته بسیار جالب بود. فکر کنم شما ها هم با من هم عقیده باشید هیچ کس مثل ایرانی ها تیمشان را نمی شناسند و ایرانی ها خوب فوتبال می فهمند. آقای منوچهر زندی نائب رئیس انجمن فوتبال نویسنان دنیا خود با برانکو مخالف است. پس خیلی برامون گران تمام می شه مربی تیم ملی و رئیس فدراسیون بگویند مطبوعات را قبول ندارند.

بله یک سری آدم در مطبوعات وجود دارند که آبروی هر چه ایرانی فوتبال دوست است برده اند. اما چرا به همه تعمیم می دهند؟ در ضمن تجربه به ما آموخته که بعد از موفقیت ایران زیاد نباید شادی کرد و همه چیز را فراموش کرد چون بعدا اوضاع خرابتر می شود. مگر سال ۹۷ نبود وقتی استرالیا را بردیم چنان در شادی غرق شدیم که آینده را فراموش کردیم؟! نمی گویم سریعا بعد از برد بیاییم و انتقاد کنیم اما ایراد ها را هم نباید فراموش کرد. خود من مقاله ای نوشته بودم تحت عنوان تکرار تاریخ و محمد نصرتی را با خداداد و غفور جهانی مقایسه کرده بودم.متن مذبور یادتونه وقتی نصرتی گل پیروزی بخش ایران را زد بعدش تو روزنامه ها گفت که به ناحق از اون انتقاد می شه؟

باور کنید که تیم ملی با این وضع به ناکجا آباد می رود.

و در آخر نمی خواهم کار ایمان مبعلی را توجیه کنم ولی فقط اجازه بدهید یک چیز را بگویم. وقتی بازیکنی می بیند حتی وقتی که بهترین بازیکن لیگ بوده و خیلی خوب کار کرده باز تو تیم ملی جایی ندارد حتی در دیدار های دوستانه اعصابش می ریزه به هم.این فقط شامل ایمان نمی شه در آینده باز هم هم از این نا هنجاری ها خواهید دید.

 

+ نوشته شده در  84/06/10ساعت 16:28  توسط گیتی  | 

ایمان جوان است

فکر می کنم بسیاری از دوستان منظور حرف من را نفهمیدند.مطلب قبلی من مربوط به بحث فنی برانکو نبود.گفتم شما ها که طرفداری از برانکو می کنید، بینید که این آدم در مورد ایرانی ها چه فکری می کنه و اصلا مطبوعات ما رو قبول نداره. من می دونم که مطبوعات زرد داریم اما قرار نیست تر و خشک را با هم بسوزانیم.تازگی ها احساس می کنم دادکان و برانکو شخصیت ایرانی را دارند به سخره می گیرند و این اصلا خوب نیست.
 حیف شد. نتونستم  بازی فولاد و صبا را ببینیم.اما تعریفشو خیلی شنیدم. شنیدم به جای زمین فوتبال،محل ورزش های رزمی بوده . انگاری ایمان مبعلی بد روی دایی خطا کرده و اخراج شده.وقتی مصاحبه ی دایی را در مورد ایمان خوندم دلم گرفت. درسته که حرکتش واقعا غیر ورزشی بوده و باید تنبیه بشه اما دیگه نباید در موردش اینجوری حرف زد. فکر کنم شما ها هم با من هم عقیده اید که ایمان یکی از بهترین های فوتبال و می تونه آینده ی خوبی داشته باشه.ما نباید کاری کنیم که از فوتبال زده شه.ایمان خیلی جوونه. تو جوونی هم از مشکلات پیش می آید(کارشو توجیه نمی کنم). کاش دایی که خودش یک روز جوون بوده اینجوری در موردش حرف نمی زد.بالاخره اون کاپیتان تیم ملی و باید با جوونهای تیم ملی به از اینها باشه. 

+ نوشته شده در  84/06/07ساعت 22:52  توسط گیتی  | 

وای به حال ما که از برانکو طرفداری می کنیم

خدا خیری به برانکو و دوستان دهند.داشتم از کمبود سوژه می مردم(نگید فقط عیب ها را می بینیم! قبلا خدمتتون عرض کردم اگر سوژه ی مثبتی می بینید بگویید من منتظرم).تو یه مصاحبه ی مطبوعاتی اینقدر دوستان تیم ملی حرف های خنده دار زدند که نگو.برانکو میگه ذخیره ها باید انگیزه داشته باشند که اگر ۵ دقیقه فرصت هم بهشون رسید خودی نشان دهند! فکر کنم پروفسور تا حالا بازیکن نبوده و نمی دونه وقتی مربی با تصمیماتش حالتو بگیره دیگه انگیزه ای واست نمی مونه یا مثلا تو ۲۰ دقیقه هم نمی شه خودی نشون داد چه برسه به ۵ دقیقه.البته شاید ایشون تیم ملی را با کارتون فوتبالیست ها اشتباه گرفته اند.

برانکو خیلی مفتخارانه می گه من کاری با مطبوعات ایرانی ندارم و با چند از روزنامه نگاران خارجی صحبت می کنم.از این حرفش حالم به هم خورد.یه آدم چقدر می تونه .... باشه.یکی نیست بگه همین مطبوعاتی ها بودند که باعث شدند که دوباره برگردی به تیم.آخه طرفداران برانکو چه جوری می تونید بیبینید که برانکو به ایرانی بی احترامی می کنه؟!

عروسک خیمه شب بازی برانکو هم زبون پیدا کرده.فرکی که همه بر بی سوادیش صحه می ذارن از جلالی مغر متفکر ایرانی ایراد می گیره.خوب خودم با دو تا از بچه های پارس فوتبال رفتیم سراغش و او حاضر نشد چیز زیادی در مورد تیم ملی بگه با اینکه می تونست با دلیل خیلی حرفا بزنه.(نکته ی جالب اینجاست اون موقع تو هیچ تیمی نبود.)

اردوی انگلیس و مالزی کم بود حالا باید با تیم لیبی هم بازی کنیم.من یکی از اهداف فدراسیون گیج شدم.اصلا ببینم اینا هدفی هم دارن؟!

+ نوشته شده در  84/06/02ساعت 17:33  توسط گیتی  | 

چند خط برای سردبیر

سردبیر پارس فوتبال انتقاد خودشان را از نحوه ی نوشتن من به صورت رسمی اعلام کردند. ایشان معتقدند که من در دام جریان ها ی کثیف مطبوعاتی افتادم و بی خبر از همه جا بر ضد برانکو مطلب می نویسم.و بسیار علاقه مند هستم مربی تیم محبوبم مصطفی دنیزلی جای برانکو را بگیرد.ایشان اشاره کرده بودند که اگه می گویم برانکو بد است چرا دلیل نمی آورم؟! همچنین یاد آور شده بودند که کار امثال من و ایشان نیست که تیم را نقد کنیم و نکته جالب اینجاست که در پایان مطلب گفتند:"یک بار شد تحلیلتان را بر روی بازی چرخشی wing ها در چیدمان برانکو بنویسید و این نوع آرایه رو نقد کنید؟" ایشان یاد آور شدند که اگر زیر دست لارودی ها کار می کردم اینگونه قلم نمی زدم! و هزار مورد دیگر.از این رو لازم دیدیم در پاسخ به ایشان نکاتی را یاد آور شوم.

۱) من هیچ وقت ادعا نمی کنم کارشناسم و می توانم تحلیل کنم ولی فکر نمی کنم مشکل دروازه بانی - سمت چپ تیم- دفاع تیم- اعضا کادر فنی - توجیهات برانکو و .... نیاز به کارشناسی داشته باشد. هر فردی که فوتبال را دقیق بیبیند و برد تیم باعث نشود خیلی چیز ها را فراموش کند به راحتی این نقایص را می بیند. 

۲) در مورد مطبوعات که مرا گمراه کرده اند باید بگویم که من فقط دو روزنامه را آنهم به طور نسبی قبول دارم.جهان فوتبال و ایران ورزشی روزنامه هایی هستند که آنها را می خوانم.پس یا باید گروه لارودی من را گول زده باشد یا گروه سیامک رحمانی.انتخاب با شماست.

۳) اگر دنیزلی را پیشنهاد کردم به این دلیل بود که او نسبتا با فوتبال ایران آشنایی دارد.تفکراتش را در تیم پاس دیدم و مشاهده کردم اگر ستاره ی تیمش نباشد باز تیم خوب بازی می کند و متکی به فرد نیست.از شجاعت و اعتماد به نفسش بسیار لذت بردم. از این رو او را شایسته دیدم.

۴) اگر ادعا می کنید مخالفت با برانکو بدون دلیل بوده شما و دوستان دیگر را به لینک ها ی زیر راجاع می دهم تا ببینید همیشه دلیل آوردم.و این طرفدار های برانکو بودند که بدون دلیل از وی حمایت می کردند و به مخالفان وی توهین.1  2  3  4

۵) بله من هنوز سعادت این را نداشتم که شاگردی آقای لارودی را بکنم اما کسی هم که مرا در امر نوشتن یاری و راهنمایی می کند مطمئن باشید از با تجربه های مطبوعات هستند و از لحاظ قلم زدن بسیاری ایشان را قبول دارند. فکر نمی کنم کسی به تبحر آقای تورج عاطف در این زمینه شکی داشته باشد.

۶) در ضمن بررسی سیستم های چرخشی و غیره کار من و شما نیست. پس لطفا نخواهید در مورد این مسائل که در نوشتن آنها نا توانم قلم بزنم. خواهشا کار را به کاردان بسپارید و به مجید جلالی و ... مراجعه کنید.

۷) اگر تا دیروز ۶۰ درصد اعتقاد داشتم برانکو باید بروم امروز ۱۰۰ درصد می گویم باید برود.ایشان علاوه بر اینکه در انجام اموری ناتوان هستند مردم فوتبالدوست ایران را نادان فرض کرده و هر خزعبلاتی که می خواهند در توجیه کارهایشان می گوید.

به امید موفقیت ایران در جام جهانی

+ نوشته شده در  84/05/27ساعت 11:38  توسط گیتی  | 

ایران و ژاپن

خدایی دیگه نمی دونم در وصف تیم ملی چی بگم؟  فکر می کردم ایران بد بازی کنه اما نه تا این حد! ۹۰ دقیقه سر درگم بودیم.گیج می زدیم.از ترکیب نگو که حذشو بردم.آقا تو سیستم  به جای اینکه مبعلی رو بذاره تو زمین از مجتبی جباری استفاده می کنه فکرکرده بازی دوستانه است بذارم به این بچه هم یه بازی برسه!!! آخه یکی بگه ایمان پاسور تر یا مجتبی جباری؟ جواد کاظمیان هم رو نیمکت بود انگار مهدوی کیا هم تو تیم نباشه قرار نیست کاظمیان فیکس باشه.آرش برهانی رو برده بود جای کاظمیان . چه شود؟!

میرزاپور هم واسه اینکه یه حالی بده گل دوم را زد.البته نباید از حق گذشت چند تا صحنه خوب اومد که اگه نمی اومد کیسه بوکس می شدیم. بیچاره مصدوم هم شده بود.

تو بازی امروز بچه های تیم واسه اینکه از نصرتی حمایت کنند همشون سوتی دادن. ای ول معرفت!

صحبت های برانکو هم که آخرش بود می گفت ایرادی به بازیکنان نیست.حالا ایراد به کی هست خدا میدونه شاید به مطبوعات!

آخر بازی به یکی از طرفدارای خفن برانکو  sms زدم و نوشتم:"بازم طرفدار برانکویی؟" خیلی قاطع جواب داد:"بله" و من در اینجا بود که فهمیدم یک آدم چقدر می تونه وفادار باشه

+ نوشته شده در  84/05/26ساعت 20:21  توسط گیتی  | 

علی حرفه ای می شود

بابا این کریمی اینجوری هم بلد بازی کنه و ما نمی دونستیم؟! بازیش خیلی فرق کرده اصلا بازی کردنش نظم داره.خدایی بازی با کایزرسلاترن نمی تونستم از طرز بازیش بشناسمش. ولی چه کرد تو زمین!!! غوغا کرد ۲ تا پاس خوشگل به ماکای داد که کف کردم. جایگیریش سر گلشو بگو.عجب زیرکانه عمل کرد. واقعا از اینجا میشه مربی با کلاس را با بی کلاسش تمیز داد. تو ایران هی همه زور زدند ولی به نتیجه ای نرسیدند. وجدانی باید فدراسیون باید تقدیر نامه ای واسه ماگات بفرسته و تشکر کنه از اینکه علی کریمی رو کشف کردن.من به شخصه از اینجا می گم فیلکس جون دستت درست ای ول(چه لاتی شد!) حالا این بازی دومش بود فکر کن وسط فصل علی چه جوری بازی می کنه؟

در آخر هم یه پیشنهاد واسه فدراسیون دارم.همه برو بچ تیم ملی رو بفرسته زیر نظر مردان بزرگی چون ماگات بازی کنند اون وقت می تونیم حریف بطلبیم.(آخه مربی درست حسابی تو ایران پیدا نمی شه اگر هم بگیم واسه تیم ملی یک مربی با کلاس تر بیاریم بهمون می گم بی تعصب!)

+ نوشته شده در  84/05/23ساعت 20:27  توسط گیتی  | 

جواد نكونام

اين جواد نكونام هم ما رو سر كار گذاشته.هر روز از يه تيم نام مي برند كه خواهان جواد.از ايم ور هم مگه راضي مي شه كه نكونام رو بفروشه؟! البته حق هم دارند.تا مدت ها بازيكن به اين خوبي گير نمي آرن. رفتن جواد به فرنگ دو حالت داره:

۱)ممكن تو تيم جديد ذخيره بشه بعد اون وقت شايد تو آلمان در تركيب ثابت نبينيمش كه اين خيلي اسف بار  مخصوصا واسه من

۲)اگه خوش بين باشيم دراين مدت مي ره حرفه اي تر مي شه بر مي گرده اون تو آلمان كسي جلودارش نيست

در هر حال اميدوارم هر جا مي ره موفق باشه.

+ نوشته شده در  84/05/22ساعت 14:59  توسط گیتی  | 

ای ول یحیی

آقا فهمیدی چی شد؟ داداش پروین ضایع شد.فکر کن بهترین بازیکن تیمت پاشه بره یه جای دیگه. وقتی شنیدم یحیی رفت صبا کلی ذوقیدم.قیافهی پروین دیدن داره البته لیاقت یحیی رو هم نداشت.یحیی هم کار خوبی کرد صبا پیش جلالی.هم زیر نظر یه مربی ه=خوب کار میکنه و هم خودشه از مسخره بازی های پروین. جا داره اینجا بگم ای ول گل محمدی! شوک بهتر از این نمی شد به پروین و دارو دسته اش وارد کرد. بذارید اون پروین و دارو دسته ی بد تر از خودش تو پرسپولیس بمونند تا حالشون بیاد سر جاشون.
+ نوشته شده در  84/05/18ساعت 18:25  توسط گیتی  | 

چه می کنه کریمی؟!

تمام جمعه منتظر بودیم ساعت ۱۱ بشه.  قبل از بازی معلوم نبود ماگات از علی کریمی استفاده می کنه یا اوون هارگریوز اما وقتی بازی شروع شد دیدیم که هارگریوز داخل میدانه و علی هم روی نیمکت کنار لیزاروزو مشسته بود.امیدوار بودیم که در نیمه ی دوم شاهد بازی علی باشیم اما وقتی والرین اسماعیل از زمین اخراج شد کمی نا امید شدیم.در نیمه ی دوم دیدیم که بالاخره بازیکن دوست داشتنی ما با شما ره هشت در ترکیب قرار گرفت.وای عجب حال خوبی داشتم وقتی را علی را در زمین دیدیم. ماگات علی را کشیده بود  عقب و بیشتر در کار های دفاعی از او استفاده کرد. دیشب علی خوب بازی کرد.حفظ توپش خیلی خوب بود. اگر علی با این روند پیش بره قطعا یکی از یاران ثابت بایرن خواهد شد. .

دیشب عادل هم نمی تونست خودشو کنترل کنه اونم مثل تمام ما از اینکه علی تو زمینه خوشحال بود و نحوه ی گزارشش فرق کرده بود.وقتی فیلکس ماگات داد و بیداد می کرد منتظر بود اسمی از علی می بره یا نه. عادل می خواست به نوعی علی را در گل زنی بایرن شریک کنه.سر گل دوم که یرمیس به ماکای پاس داد عادل خوان گفت که کریمی یه پاس خوب به یرمیس داد و بعد....

کی بود می گفت:"کریمی تنبله؟ یا اینکه اصلا نمی شه تکنیک ناب این پسرو در قالب تاکتیک اورد؟"هر کی این حرفا رو زده بود بعد از بازی دیشب فهمید کلی استباه کرده بود.فیلکس ماگات به تمام مربی های کریمی نشان داد این پسر توانایی هایش خیلی از این بیشتره فقط یه مربی کار بلد باید بالا سر جادوگر باشه.

+ نوشته شده در  84/05/15ساعت 12:23  توسط گیتی  | 

کریمی جادگر

بایرن مونیخ-موشن گلادباخ بازی افتتاحیه ی بوندس لیگا را برگزار می کنند.هنوز معلوم نیست که فیلکس ماگات هارگریوز رو می ذاره تو ترکیب یا علی کریمی را. اینو مطمئنم اگر از علی استفاده کنه پشیمون نمی شه علی واقعا جادوگر. این پسر فوق العاده است.وای با توپ چه کار ها نمی کنه دل همه رو می بره. یادم می آید زمانی را که خیلی ها می گفتند کریمی به درد بایرن نمی خوره یا نمی تونه تو این تیم دوام بیاره اما تا اینجای کار معلوم شده که کریمی تونسته با تیم هماهنگ شه.کریمی می تونه افتخار ما تو آلمان باشه.نه اینکه دایی مهدوی کیا یا بقیه نبودن نه حرف اینا نیست حرف اینکه قابلیت های علی یه چیز دیگه است.فکرشو بکن کریمی بازیکن ثابت و البته تاثیر گذار بایرن تو جام باشگاه های اروپا بشه اون وقت تیم های بهتر از بایرن کریمی رو می خوان.

کاش واسه بعضی از بازی های ملی که ارزش چندانی ندارن و بعضا دوستانه هستند اونو به ایران نکشونیم بذاریم با بایرن بیشتر باشه.مگه علی دایی نبود اینقدر اون سال اومد واسه بازی های تیم ملی که اون یانکر کچل و صد البته بی خاصیت جاشو گرفت.

ایمان دارم که کریمی در بایرن غوغا می کند.

+ نوشته شده در  84/05/13ساعت 19:39  توسط گیتی  | 

.......؟!

امروز داشتم با یکی از دوستام حرف می زدم.این دوست من یه حرفی به من زد که رفتم تو فکر.گفت مطلبهایم جوری شده که هرکی بخونه فکر می کنه با برانکو خصومت شخصی دارم و خفن احساساتی می نویسم که اگه اینجوری باشه وای به حال من. شما دوستانی که مطلبامو می خونین بهم بگین واقعا اینجوری شدم یا نه؟
وضع جامعه ی فوتبال ما خیلی نگران کننده است.همه یه جوری شدن بخاطر اینکه پستشونو حفظ کنند دست به هر کاری می زنند و هر حرفی میگن.اصلا همه قاطی کردن.فقط کافی یه صفحه روزنامه بخونی بلافاصله سرت درد می گیره.الان زمانی که باید خودمونو واسه آینده ای بهتر آماده کنیم اما می بینیم که داریم بسوی پسرفت میریم.نمی دونم چرا دلم اینقدر واسه فوتبال گرفته.شاید دارم فسرده گی میگیرم و خودم خبر ندارم
+ نوشته شده در  84/05/11ساعت 15:25  توسط گیتی  | 

مطالب قدیمی‌تر